X
تبلیغات
زنانه ها

نام کتاب : جنس ضعیف (عنوان فرعی :  «گزارشی از وضعیت زنان جهان» )

عنوان اصلی : Le sex inutile

مترجم: یغما گلرویی

 *تهران ،انتشارات نگاه ،1387 ،198 ص

 

                                                             

موضوع : گزارشی از سفرهای فالاچی  به نقاط مختلف جهان  (کشورهای پاکستان، هند، سنگاپور و ژاپن) درباره زنان که برای هفته نامه ی L'Europeo انجام شد.

 بخش هایی از کتاب :

·    هیچ انقلابی را نمی شود عظیم تلقی کرد مگر آنکه زنان یک کشور و نحوه زندگی شان را دگرگون کند. بدون زنان هیچ انقلابی پیروز نمی شود.

 

·    هرچقدر توی فروشگاه‌های توکیو لباسای دوخت فرانسه بفروشن، هر چقدر توی خیابونای بمبئی درباره‌ی عظمت زنا شعار بدن؛ حتی اگر دانش‌کده‌های نظامیِ پکن دراشون رو روی زنا باز کرده باشن…بازم دعوای بین زن ومرد باقی می‌مونه، چون زن زنه و مرد، مرد...
«-زنای تموم دنیا مثل همن!».

 

((اوریانا فالاچی در 29 ژوئن سال 1929 در زمان زمامداری موسیلینی در فلورانس به دنیا آمد و در ۱۵ سپتامبر 2006، در سن هفتاد و شش سالگی در بیمارستانی در شهر فلورانس ایتالیا، بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.))

 

 

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 20:29 توسط بونامهرپرور |

   (Premenstrual Syndrome) مجموعه ای از علایم جسمی، روانی و احساسات مرتبط با چرخه قاعدگی در زنان است.  به نحوی که شخص مبتلا به PMS ممکن است انواع وسیعی از علائم را که ظاهراً مرتبط با هم نیستند احساس کند . به همین دلیل تشخیص آن مشکل است . علیرغم وجود علائم بسیار ،  هر خانم مبتلا به PMS معمولاً علائمی خاص خود به صورت دوره ای دارد .

 

زمان PMS :

چهار الگوی کلی وجود دارد :

1.       علائم ۵ تا ۷ روز قبل از عادت ماهیانه آغاز و با آغاز خونریزی پایان می یابد .

 

2.       علائم ۱۴ روز قبل از عادت ماهیانه ( زمان تخمک گذاری )‌ شروع می شود و تقریبآً دو هفته و یا تا زمان شروع خونریزی به طول می انجامد .

 

 

3.       علائم ۱۴ روز قبل از عادت ماهیانه آغاز می شود و تا ۳ هفته بعد ادامه می یابد و در واقع تا پایان زمان خونریزی  خاتمه پیدا می کند .

 

4.       علائم به مدت چند روز هنگام تخمک گذاری ( دو هفته قبل از عادت ) آغاز می شود ، سپس از شدت آن کاسته می شود و چند روز قبل از شروع خونریزی دوباره ظاهر می شود .

 

 

علائم

سیستم عصبی :

سردرد ، میگرن ، صرع ، سرگیجه ، غش

ارتوپدی :

کمردرد ، دردمفاصل ، خشکی مفاصل .

عضلانی :

کشیدگی عضلات ، ورم ، درد شکمی ، گرفتگی عضلات

روانشناختی :

 بی حوصلگی ، گریه ، تنش ، احساس ناامیدی ، وحشت ، خستگی ، پرخاشگری ، عصبانیت ، کسلی ، افسردگی ، اقدام به خودکشی ، سوءرفتار با فرزند ، خودزنی ، اعتیاد و یا سوء مصرف مواد .

بینایی :

ورم ملتحمه ، آب ریزش چشم ، سیاهی دور چشم ، تاری دید .

شنوایی :

گرفتگی صدا ، ( بیماریهای گوش و بینی و حلق ) خارش گلو ،‌التهاب لوزه .

دستگاه ادرار :

 التهاب مجاری ادرار ، التهاب مثانه ، تکرر ادرار ، ورم

معدی روده ای :

میل شدید به غذا ، درد شدید ، ورم شکمی

سینه ها :

درد سینه ها ، بزرگی سینه ها ، فیبروکیستیک

دستگاه تنفس :

آب ریزش بینی و سرماخوردگی ، برونشیت ، آسم ، تورم مجاری تنفسی

خون شناسی :

بیماریهای پوستی ، دانه های پوستی ، کورک ، کهیر ، تبخال

 

 

 

 

 

 

توصیه هایی برای بهبود

·        استراحت کافی

·        ورزش روزانه

·        حذف مصرف نمک ،‌ شکر ، کافئین ، الکل

·        مصرف ویتامین ها بخصوص ویتامین ب  

·        بسیاری از مبتلایان به PMS پایین آمدن موقت قند خون خود را گزارش داده اند . خوردن شش وعده غذایی کوچک در روز بسیار مناسب تر و مفیدتر از صرف سه وعده غذایی می باشد . در این دوره مصرف کربوهیدراتهای مرکب مانند میوه جات تازه ، سبزیجات ، غلات و پروتئینها ( بخصوص مرغ و ماهی ) توصیه می شوند .

از مصرف غذاهای زیر خودداری کنید:

غذاهای آماده و کنسروی ، چیپس ، چوب شور ، سوسیس ، ماهی ساردین ، حبوبات ، چغندر ،‌ ژامبون و کالباس ، شلغم ، ترشی کلم ، گوشت های دودی ، سس خردل ، سس مایونز ، سس گوجه فرنگی ، سس سویا ، ترشیجات و زیتون .

مواد مصرفی توصیه شده:

·        لبنیات :‌ فقط شیر بدون چربی

·        تمام میوه جات و سبزیجات مفید هستند ..

·        گوشت سفید ، بوقلمون ، گوشت گوساله ، گوشت بره .

·        ماهیها : اکثر ماهیهای تازه قابل مصرف و مفید هستند .

 

 

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 20:21 توسط بونامهرپرور |

می خواستم خود در مطلبی تاج السلطنه را معرفی کنم اما از قبل، این مقاله آقای آرش عباسی در  روزنامه شرق در خاطرم بود و بدلیل جامع بودن مطلب ایشان، بخش اعظم این مطلب را از آن مقاله استخراج کردم:

 

    دوازدهمین دختر ناصرالدین شاه . در ششم ربیع الثانی 1301 به دنیا آمد. مادرش ، توران السلطنه ، از خاندان قاجار و همسر غیردایم ناصرالدین شاه بود. او در هفت سالگی به مکتب رفت و از میرزاعبداللّه ، ردیف نواز و نوازندة مشهور تار، نواختن تار را بخوبی فراگرفت همچنین آموختن زبان فرانسه را آغاز کرد او از نخستین زنانی بود که بی حجاب در مجالس ظاهر شد. وی به دلیل یأس از محیط آلودة اشرافی سه بار اقدام به خودکشی کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالعه آثار ویکتور هوگو و ژان ژاک روسو و آشنایى با افکار و عقاید بیسمارک باعث رشد فکرى او در حوزه هاى سیاسى- اجتماعى شده و به همین دلیل وى را تبدیل به یکى از منتقدین اصلى حکومت کرد.

     او مهم ترین بدبختى زنان را در عدم شناخت و درک حقوق شان مى داند و گوشه  خانه نشستن و خنده و حرافى را تنها هنر زنان هم نسل خود برمى شمرد. از این رو خاطرات تاج السلطنه بیشتر به نقد یک دوره پرانتقاد تاریخى به نام قاجار مى ماند که حتى پدر- شاه هم از آن برى نیست.

                                         
    اعمال و رفتار پدر همیشه زیر ذره بین دختر بوده و بخش هاى بسیارى از خاطرات وى به بررسى مسائل و مشکلات رفتارى و کردارى پدر اختصاص یافته است. او عمده مشکلات داخلى مملکت را در عدم کفایت شاه و پرداختن او به لذایذ دنیوى مى داند و تاکید دارد که اگر شاه چنین رفتار کودکانه اى نداشت وضع مملکت به گونه اى دیگر بود. اما بیشترین انتقاد تاج السلطنه مربوط به حکومت دارى و رفتار برادرش مظفرالدین شاه است. او برادر خود را فردى نالایق، بى خبر، بدون عزت نفس، نادان و عشرت طلب مى داند و هر کجا فرصتى دست داده شاه را مورد نکوهش قرار داده و مسافرت هاى بى مورد و وام هاى بى دلیل و پیشکاران نالایق و فرصت طلب مظفرالدین شاه را به باد انتقاد گرفته و از نسبت دادن بدترین القاب به نزدیکان شاه دریغ نکرده است.

 

                             


تاج السلطنه در جایی میگوید:

    «صدراعظمى و وزارت در دوره سلطنت برادر عزیز من خیلى شبیه به تعزیه شده بود که دقیقه به دقیقه تعزیه خوان رفته، لباس عوض کرده برمى گردد. این برادر عزیز من به حرف یک بچه دوساله یک صدراعظمى را فوراً معزول و به حرف یک مقلدى یک وزیر را سرنگون مى کرد.»

                                                                                     
وى همچنین درباره مشروطه نیز تعریف مهمى دارد: «معنى مشروطه عمل کردن به شرایط آزادى و ترقى یک ملتى بدون غرض و خیانت، تکلیف هر ملت ترقى خواهى استرداد حقوق او است. حقوق خود را به چه قسم مى تواند مسترد دارد؟ در موقعى که مملکت مشروطه در تحت یک «رگلمان» صحیحى باشد ترقى از چه تولید مى شود؟ از قانون. قانون در چه موقعى اجرا مى شود؟ در موقعى که این استبداد برچیده شود. پس از این روى مشروطه بهتر از استبداد است.

+ نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت 0:55 توسط بونامهرپرور |

«دخترم بهتر است که تو بمیری»


چهارشنبه 27 اکتبر طبق روال همیشگی ، مشغول سر زدن به سایت ها بودم که خبری در عصر نو توجه ام را جلب کرد.
« قتل یک دختر به دست پدرش در سردشت»
این دختر جوان که سروهش نام داشت به دست پدر کشته و جسدش در سد مهاباد پیداشد. به گفته یکی از بستگان این دختر جوان ، سروه که به جوانی از خانواده ای معمولی علاقه مند بوده  به خاطر مخالفت خانواده ناچار به ازدواج با مرد دیگری می شود.
پدر سروه وی را هنگام پس گرفتن عکس و............از فرد مورد علاقه اش می بیند........................
خبر کوتاه وبدون تفسیر بود . از قضا چند روزی بود که مشغول ترجمه مقا له ای درد آور در باره قتل های ناموسی و داستان قتل هولناک زنان ودختران  به دست مردان خانواده بودم . لحظه ای مبهوت ماندم و..........  
کار روزانه شروع شده بود اما سروه ، حسینا، امینا، .... مرا رها نمی کردند . سروه ضربه ای کاری به کرختی من،  ما ، زده بود و وجدان ما ن را به پرسش می کشید .  این همه سکوت ، این همه بی تفاوتی؟!
تمام روز با خود کلنجار رفتم . شب به محض رسیدن به خانه باز به سراغ سایت ها رفتم . تنها همان خبر در یکی  دو سایت . از آن همه سایت های رنگارنگ دیگر، حتی دریغ ازیک خبر خشک وخالی!
گویا هیج کس را ملالی نبود .این خبر وحشتناک هیچ کس را به واکنش وا نداشت .  گویی همه ذهن ها در این راستا منجمد شده است و فرهنگ پدر سالاری همه را در تار وپود خود بلعیده است. دفاع از حق زندگی دخترک بی پناهی که به دست پدرش به نام دفاع از حیثیت و ناموس به قتل رسیده است شامل حقوق بشر، حق شهروندی، ............ نمی شود تا حتی روشنفکران ما دست به قلم برده و آن را محکوم کنند.
قربانیان قتل های ناموسی ، زنان هستند . زنانی که طبق سنت و یا قانون از حق برابر با مرد محروم و ملک شخصی مردان محسوب میشوند. زن تنها  ، شئ  است تحت سیطره مردان ، به ترتیب : پدر، پدر بزرگ ، برادر، وبا لاخره همسر . حق مرگ وزندگی دختر ، همسر ، مادر در دست این مردان جا به میشود. کوچکترین عصیان و نافرمانی گناهی نابخشودنی است . آنجا که قدرت مرد زیر سئوال می رود و حاکمیت او بر جسم و جان زن شکاف بر میدارد دیگر برای سرکوب زن واعمال قدرت مرد کاربرد هر شیوه ای مجاز است.  سر بریدن ، خفه کردن ، سوزندان ودر یک کلام قتل به هر وسیله ای .......وهمه به نام ناموس شرف و آبرو .  قتلی که در ایران قانون آن را قتل نمی شناسد و مشمول مجازات قصاص نمیشود.
قتل های ناموسی سالانه جان صدها زن را در ایران می گیرد.  عدم تمکین به ازدواج اجباری ، زنا ، رابطه خارج از ازدواج  وحتی یک سو ظن ساده ، طلاق وازدواج مجدد از مواردی هستند که شامل این نوع  قتل ها می شوند. قتل های ناموسی برای کنترل جنسیت زن است .  این قتل ها نه فقط خشونت بی نهایت یک مرد به خواهر ، مادر و همسر خود است . خشونت یک جامعه پدر سالار به زنان است .  
«او از قبل می دانست که کشته خواهد شد . فرشته دو روز قبل به مرکز نگهداری بیماران روانی جایی که مادرش نگهداری می شود ،رفته بود و از آن ها خواسته بود که اجازه دهند تا آنجا بماند. اما آنها به او اجازه ندادند. فرشته باز گشته بود و ساکی از لباس هایش را به همسایه شان سپرده بود. دیر یا زود مرا می کشند . این ها را یادگار نگه دارید. دو روز بعد ،جسد او را در حالی که  پدرش به اتهام رابطه نا مشروع سرش را از تن جدا کرده بود پیدا کردند.  بعد از سال ها زندگی با مردی که 18 سال از خودش بزرگتر بود وبعد از اتهامی که پدرش  به او وارد کرد،پزشکی قانونی اعلام کرد: فرشته نجاتی باکره بوده است.»
مهم ترین ویژگی این قتل ها این است که ازیک طرف کشته شدن این زنان هیچ گونه واکنش وتاثری  ایجاد  نمی کند (بسیاری زنان خود  حامل و قربانی این فرهنگ پدرسالار هستند که خود مبارزه با پدیده را مشکل تر می کنند) و از طرف دیگر این قتل ها قانونی است وشامل مجازات چندانی نمیشود.  قانون مجازات همسر خطا کار را مجاز می شمارد و اجازه قتل او را به مرد میدهد. در صورتی که پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود وتنها به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می شود.
در جامعه ای که زن شهر وند درجه دوم محسوب می شود وطبق قانون نه یک انسان کامل که نیمه است . در جامعه ای که نقش زن تنها زایش وپرورش فرزندان و جای او در خانه است ،هیچ حقی بر بدن خود ندارد وکوچکترین حرکت او کنترل می شود، باید تاوان سنگینی را برای آزادی خود بپردازد. خط قرمزی وجود دارد که  نباید از آن عبور کند. زنی که خارج از عرف سنتی و دینی عمل می کند و می خواهد روابط شخصی و نوع زندگی خود را تعیین کند، از خط قرمز عبور کرده است و برای او یک راه می ماند : مرگ  ،  برای برگرداندن آبرو و حثیت به خانواده . وحشتناک این که ، قاتل به کار خود مفتخر است، خود را پنهان نمی کند و آزاد می گردد چرا که مجازاتی در انتظار او نیست.
قتل های ناموسی نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی که ساختاری شبیه ایران دارند و از نطر فرهنگ و سنت به ما نزدیک هستند نیز وجود دارد . افغانستان، ترکیه ، عراق، اردن، مصر،فلسطین،  پاکستان، خلاصه در کشورهای اسلامی و  برخی از کشورهای امریکای لاتین در زمره این کشورها هستند.


«دخترم ، بهتر است تو بمیری. گوش کن دخترم ، گوش کن،من دوست دارم که تو بمیری ، بهتر است که تو بمیری.»  این صحنه در بیمارستانی در ساحل غربی رود اردن در فلسطین اتفاق  می افتد. سعاد در حال مرگ است. چند روز پیش ،بعد از یک مشورت خانواده گی،  پدر و مادر تصمیم به قتل او می گیرند. شوهر خواهر سعاد وارد حیاط خانه می شود،پیتی بنزین بر سر او می ریزدو او را آتش می زند. تنی چند از افراد روستا بدن جزغاله شده او را به بیمارستان می برند.  در بیمارستان هم مورد بی مهری پرستاران قرار می گیرد.« در انظار همه من مجرم بودم.  گویی من باید بجای تمام زنانی که حیثیت مردان را لکه دار کرده بودند تاوان بپردازم . آنها تنها مرا به این دلیل جا بجا می کردند که زخم هایم متعفن نشود و میکروب ایجاد نکندنه برای معالجه من. من را انجا نگه داشته بودند زیرا من باید آنجا بدون اینکه مسئله ای برای خانواده و اهالی روستا ایجاد بکنم ،می مردم.» با این ایده است که مادرش با شیشه ای پر ازسم به  بالینش می آِید تا دخترش را قانع کند که خود را کشه واین جنایت را خود به پایان ببرد. با دخالت آخرین لحظه یک پزشک جوان ، سعاد به شانتاژ تن نمی دهد وملاقات خانواده ممنوع می گردد.

چرااین همه خشونت به این دختر جوان روا می شد؟  پسر همسایه که به او قول ازدواج داده بود. سعاد حامله شده بود .پسر همسایه پس از شنیدن خبراو را رها می کند. آشکار شدن علایم حاملگی ،حکم قتل سعاد را صادر می کند. 
و اما چه باید کرد؟


به چالش کشیدن نظام پدر سالاری ، شکستن سکوت و تابو ها 


در جامعه ما ، قتل های ناموسی از زمره تابوها است  و تا سال های اخیر بندرت به این مسئله پرداخته شده است. به چالش کشیدن نظام پدر سالاری که عامل اصلی خشونت های  وارده بر زنان و از جمله قتل های ناموسی است ، در وهله اول  مستلزم  شکستن سکوت است. باید مسئله قتل های ناموسی را از امری خصوصی به یک معضل عمومی و همگانی  بدل کرده و برای از بین بردن آن مبارزه کرد.این مسئله از طرف کشورهای دیگر از چند سال پیش  در مجامع بین المللی مطرح و با فعالیت مصرانه فعالین حقوق بشر ، ا ز جمله اسما جهانگیر به کمسیون حقوق بشر سازمان ملل برده شد . اسما جهانگیر وکیل پاکستانی و گزارشگر ویژه کمسیون حقوق بشر سازمان ملل ، در سال 1999 گزارش مفصل و تکان دهنده ای از قتل های ناموسی در کشورهای خاورمیانه ، آسیای جنوبی وبعضی از کشورهای امریکای لاتین را به سازمان ملل داد. در سال 2000 مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ای در باره ، از بین بردن قتل های ناموسی به تصویب رساند . این قطعنامه که به امضاء125 کشور رسید ، از کشورها می خواهد که از مجاری قانونی قتل های ناموسی را از بین ببرند. البته اغلب کشورهای مسلمان از جمله ایران به ان رای ندادند . اما در پاکستان از آن به بعد مجازات سنگین وحتی اعدام برای مرتکبین قتل های ناموسی در قانون در نظر گرفته شده است. در ترکیه مجازات حبس ابد برای مرتکبین این جنایت پیش بینی شده است. البته این قوانین باعث از بین رفتن قتل های ناموسی در این کشورها نشده است اما در زمینه مجازات ، پیش رفت های داشته است که خود حاصل مبارزات  بی وقفه زنانی چون اسما جهانگیر و خواهرش می باشد که علیرغم فتوی مرگ ، سال ها است که برای این معضل اجتماعی نه تنها در پاکستان بلکه در سطح جهانی مبارزه می کنند. این تجربه به ما نشان میدهد  که علنی کردن این معضل اجتماعی و مبارزه بی امان  اهمیت بسزایی دراز بین بردن آن دارد. بی تردید این مبارزه در شرایط امروز ما کار آسانی نیست. استبداد سیاسی ، نا برابری نهادینه شده بین زن ومرد ، فقر اقتصادی و فرهنگی ، فرهنگ دیر پا وجان سخت مرد سالاری ، عدم توجه تاریخی به خصوص روشنفکران مرد به مسئله زنان ( البته سال های اخیر این توجه بیشتر شده) و به خصوص به قتل های ناموسی و.............. موانعی جدی هستند.

فریبا ثابت
1ـ سایت بی پرده با تو
2ـ ترجمه بخشی از مقاله ساندرین ترینر خبرنگار ونویسنده فرانسوی در باره قتل های ناموسی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 22:21 توسط بونامهرپرور |

در آشیانه گرد آفرید بکارتم را زنده، به گور می کنند

زنانه ترین اندام هایم را بیرق من

بی سلاح بی هیچ ارثی از منیژه

 در آستان سکوت موی سپید می کنم...

بانوی محترمی نیستم

زنی ولگردم که وحشی گری ام را خفه کرده اند

 و روحم را در روسپی خانه های شهر سلاخی...

و در هیچ زورخانه ای

 سهرابی نیست

تا روح حوایی ام را بیدار کند

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت 1:36 توسط بونامهرپرور |

 آزار جنسی

   خشونت جنسی در این سه رفتار تعریف شد: اجبار به آمیزش بر خلاف میل، آمیزش به خاطر ترس از رفتار یا واکنش مرد، اجبار به عملی جنسی که به نظر زن پست یا تحقیرآمیز باشد.

  تجارت سکس و سایر اشـکال سوءاستفاده های تجاری باعث افزایش آسیب پذیری زنان در مقابل HIV شده است. ترس از خشونت باعث مخفی کاری و در نتیجه عدم دسترسی زنان به اطلاعات،  تست HIV، پیشگیری، خدمات مشاوره و درمان می شود. این مسئله عملاً با انگ ناشی از HIV در ارتباط است.

  بین 20 تا 48 در صد از دختران 10 تا 25  ساله گزارش کرده‌اند که اولین تماس جنسی شان به اجبار بوده است. خطر تنها به زنان جوانی که رابطه جنسی خارج از محدوده ازدواج دارند محدود نمی گردد. 

  طی شش سال جنگهای داخلی کنگو نزدیک به 40 هزار زن و دخترمورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتند. این در حالی است که هر روز بر تعداد قربانیان ایدز افزوده می شود. تعدادی از این قربانیان دختران نوجوان هستند که برخی بیش از بیست بار مورد سو استفاده جنسی قرار گرفته‌‌اند.

  به گزارش سی ان ان طی جنگ در جمهوری دمکراتیک کنگو از سال 2003 و آغاز جنگ تا کنون موارد خشونت و سوء استفاده های جنسی در این کشور رو به افزایش بوده است.

 خشونت جنسی گفتاری

   مخاطب قرار دادن زن با کلماتی که مفهوم جنسی ،آزار جنسی و توهین دارد و مخاطب قرار دادن زن به منظور ارضای غريزه جنسی و لذت جويی از الفاظ رکيک.

 

خشونت جنسی رفتاری

  هرگونه رفتارهای جنسی اعم از توجه نشان دادن به بدن زن،نگاه شهوت آلود و ازار دهنده،تماس بدنی،يا تظاهر به انجام اعمال جنسی درحضور زن،نمايش آلت تناسلی، آدم ربايی به منظور تجاوز و اعمال منافی عفت،راه انداز ی مراکز فحشا قاچاق زنان و هرنوع بهره وری تجاری از زنان،زنای بامحارم ،اجبار به انجام عمل جنسی در زمان عادت ماهانه و ...

بر اساس تحقیقات دکتر قاضی طباطبایی و همکارانش:

در حالی که تعداد بیشتری از زنان بندرعباسی از اول زندگی مشترکشان تا کنون، نسبت به سایر سایر زنان ایرانی قربانی خشونت‌های جنسی و ناموسی شده‌اند، زنان یزدی در طول یک سال بیش از سایر زنان این خشونت را تجربه می‌کنند .

خشونت‌های جنسی و ناموسی عبارتند از: مجبور کردن زن به دیدن عکس و فیلم‌های خلاف اخلاق عمومی یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیر متعارف، مراعات نکردن بهداشت زناشویی و خودداری از به کارگیری روش های پیشگیری از بارداری، مجبور کردن زن به سقط جنین، اجبار زن به حاملگی ناخواسته، متهم کردن زن به بی‌مبالاتی در مسائل ناموسی همچون داشتن ارتباط نامشروع، شک و بد دلی .

زنان اراکی بیشتر از سایر زنان در ایران خشونت جنسی و ناموسی را تحمل می‌کنند. مردان کرمانی و یاسوجی هم به ترتیب کمتر از سایر مردان ایران، زنان خود را مورد خشونت‌های جنسی و ناموسی قرار می‌دهند .

 

آزار جسمی

 

دکتر قاضی طباطبایی و همکارانش از یک اصطلاح خاص برای توصیف گروهی از خشونت‌های فیزیکیعلیه زنان استفاده کرده‌اند :

خشونت فیزیکی نوع اول

این خشونت‌ها شامل گاز گرفتن ، گرفتن و بستن، زندانی کردن، چنگ انداختن و کشیدن مو، اخراج از خانه ، کتک کاری مفصل، محروم کردن از غذا و … می‌شود .

از این لحاظ زنان در خرم آباد در طول یک سال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع می‌شوند و زنان در شهرکرد دفعه های کمتری مورد خشونت نوع اول قرار می‌گیرند.

خشونت فیزیکی نوع دوم

 سیلی ، لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیای منزل.

در میان زنانی که تحت خشونت نوع دوم بوده‌اند، زنان بندرعباس به دفعات بیشتری آن را تجربه کرده‌اند و زنان کرمانی در طول سال کمتر مورد این خشونت قرار می‌گیرند .

 

 

بر اساس تحقیقات جهانی  انجام شده 30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می گیرند و 15 تا 25 درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. همچنین از هر 10 قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده است. در شیلی 63 درصد زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. 41 درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است

به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی 16 تا 44 سال است. اما برخی کشورها با کمک سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر دست به ابتکارات تازه ای برای مهار این روند کرده اند.

مثلاً به تازگی دولت اسپانیا برای مقابله با خشونت خانگی سیاست هایی اتخاذ کرده که براساس نظرات جمع آوری شده از زنان آسیب دیده تدوین شده است. قوانین جدید برای سازمان بهزیستی و پلیس اسپانیا قدرت بیشتری در نظر گرفته تا از رفتار خشونت آمیز مرد پیش از خطر آفرینی جلوگیری کند. این قوانین همچنین از قربانیان خشونت خانگی پشتیبانی می کند تا احساس تنهایی نکنند.

تعدد زوجات نیز می تواند به خشونت خانگی دامن زند. چون برخلاف دستورات اسلامی مردها به طور عمومی برای ازدواج مجدد اجازه همسر اول را جویا نمی شوند و مشاجره در این باره در خیلی از مواقع به خشونت کشیده می شود. بحث در مورد تعدد زوجات اکنون در عراق به یک موضوع داغ سیاسی تبدیل شده است. در ایران هم در کنار دیگر مسائل حقوقی زن، افزایش آمار چند همسری مردان باعث شده تا زنان (به ویژه در گروه های سنی بالاتر) بیش از گذشته نسبت به حقوق خود دغدغه داشته باشند و برای حفظ آن اقدام کنند.

خشونت علیه زنان و دختران خطر سوء سلامت آنها را افزایش می دهد. عواقب جسمی در زنان به شکل قتل، آسیب های جدی ( کبودی ها، کوفتگی ها، شکستگی ها، معلولیت های مزمن و ...) آسیب های دوران بارداری ( زایمان زودرس، حاملگی زودرس و ناخواسته) بیماری های مقاربتی از جمله ایدز، و نیز آسیب های کودکان، خودکشی و ... شود.

تحقیقات سازمان بهداشت جهانی، WHO، درباره‌ی خشونت خانگی آشکار می‌کند که معمول‌ترین خشونت در زندگی زنان، خشونتی است که از سوی شریک زندگی آنها اعمال می‌شود، و میزان آن حتا از تهاجم و تجاوز توسط بیگانگان و آشنایان بیشتر است. این تحقیق از تاثیرات منفی خشونت‌های جسمی و جنسی از سوی شوهران و شریک‌های زندگی زنان سراسر جهان بر سلامت و بهداشت آنان گزارش می‌کند، و از پوشیده بودن این خشونت‌ها خبر می‌دهد.

بر اساس یافته‌های این تحقیق، یک‌چهارم تا نیمی از زنانی که مورد تهاجم شریک خود قرار گرفته‌اند، گفتند که در نتیجه‌ی مستقیم این عمل دچار جراحت شده‌اند. زنان آزاردیده همچنین دو برابر زنان آزارندیده دچار ضعف جسمانی و مشکلات روحی و جسمی بودند، حتا اگر خشونت سال‌ها قبل اتفاق افتاده بود. این مشکلات شامل فکر و اقدام به خودکشی، مشکلات روانی و مشکلات جسمی از قبیل درد، گیجی و ترشحات آلت تناسلی بودند.

دکتر شارلوت واتز، از مرکز بهداشتی و داروهای گرمسیری لندن و یکی از اعضای اصلی گروه تحقیق، می‌گوید: «میزان شباهت پیامدهای خشونت توسط شریک زندگی در کشورهای مورد مطالعه، قابل توجه است. به نظر می‌رسد که خشونت توسط شریک زندگی تاثیرات یکسانی بر سلامت و بهداشت زنان دارد، و به محل زندگی، میزان شیوع خشونت در محیط زندگی، و پیشینه‌ی فرهنگی یا اقتصادی زنان بستگی ندارد.»

 

خشونت خانگی می‌تواند بر سلامت جنسی و باروری زنان تاثیر بگذارد، و ممکن است زنان را در معرض آلودگی‌های مقاربتی مانند HIV قرار دهد. در این تحقیق، زنانی که به شکل فیزیکی یا جنسی آزار دیده بودند، بیشتر از زنان آزارندیده بیان کردند که شریک زندگیشان چندین شریک جنسی دارد، و نمی‌پذیرد که از کاندوم استفاده کند. این زنان همچنین بیشتر سقط‌های ناخواسته و نارسایی جنین را گزارش کردند.

زمان بارداری، با این که اغلب به عنوان زمانی در نظر گرفته می‌شود که زنان به حمایت نیاز دارند، در بیشتر مناطق مورد مطالعه، بین ۴ تا ۱۲ درصد زنان گفتند که در زمان بارداری مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. بیش از ۹۰ درصد این زنان توسط پدر کودک آزار دیده‌اند، و در یک‌چهارم تا نیمی از آنها آزار به صورت لگد و مشت در ناحیه‌ی شکم بوده است.

اصلی‌ترین چالش سیاست‌گذاران این است که خشونت پوشیده می‌ماند. دست‌کم ۲۰ درصد زنانی که در این تحقیق گفتند که آزار دیده‌اند، پیش از آن هرگز در این باره با کسی صحبت نکرده بودند. با وجود پیامدهای روحی و جسمی، تعداد بسیار کمی از زنان گفتند که برای کمک به مراجع رسمی مانند پلیس و مراکز بهداشتی، یا به افرادی که بتوانند به آنها کمک کنند، مراجعه کرده‌اند، و بیشتر آنان ترجیح داده‌اند به همسایگان، دوستان یا خانواده پناه ببرند. و آنانی که به مراجع رسمی مراجعه کرده‌اند، آزارهای بسیار شدیدی دیده بودند.

+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 1:42 توسط بونامهرپرور |

در آغوش تاریخ، چه سخت، زنانه میثم ثانی می شوم


با پستان هایی خشک در بستر آبیاری دار خویش


و تو


چه آسان، مردانه هند می شوی


با تنی خیس


در امتداد گاوخونی ترین زایش هایت...

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 0:31 توسط بونامهرپرور |

سلام نازنین

   دلم که تنگ می شود برایت، سرم را فرو می کنم میان بهار نارنج ها و شالی ها و تمام بودن های با تو را مرور می کنم.

   بودن هایی که برایم می خواندی از نزار قبانی ، معروفی ، حکمت،  و من نگاهت می کردم عاشقانه تر از تمام عاشقانه های سیامک بهرام پرور.

   بودن هایی که با هم پرواز می کردیم تا ظهیر الدوله ، تو شکلات های فروغ را یکی یکی ربان می زدی و با هم برای تمام خانه های سیاه شهر شعرهای سفید می بافتیم.

   عصرهایی که من عقاید دلقک هایم را می نوشیدم و The wall هایم را ،کافکا و هدایت می بلعیدم و نیچه قی می کردم و بعد فرو می رفتم  در مبل ناامیدی و سیگارهای کنت سوییچ دار را پشت سرهم دود می کردم تا با خاکسترش تو را هم بتکانم از وجودم و مانند همیشه به جای تو خودم تکانده می شدم و تومهربان، شیرین تر از همیشه برایم شقایق می آوردی و یک چایِ دارچینی هل دارِ داغ و من دوباره اهلی تو می شدم،رامِ رام.

   و امشب به همان اندازه که زنم و همان اندازه که دلم دارد برای گوجه سبزهای ترش این گاری های معرکه پر می کشد، شرمگینم برای تمام بودن هایت و نبودن هایم.

   چایم به راه است ، انار هم دان کرده ام  و  دانه های تسبیحِ یاقوتی روی دیوار را هم یکی یکی گردانده ام،امشب زودتر بیا که عطر پیراهنت دارد کم کم مستم می کند نازنین...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 2:38 توسط بونامهرپرور |

  در پژوهشی ملی که در اواخر دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی توسط گروهی از جامعه شناسان ایرانی از جمله محمود قاضی طباطبایی، علیرضا محسنی تبریزی و سیدهادی مرجایی و با همکاری گروهی از جامعه شناسان به عمل آمده است نیز خشونت روانی چنین تعریف شده است؛ خشونت هایی روانی و کلامی نوع دیگری از خشونت هایی است که در خانه علیه زنان استفاده می شود، که عبارت است از به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری های پی درپی، داد و فریاد و بداخلاقی، بی احترامی، رفتار آمرانه و تحکم آمیز و دستور دادن های پی درپی، قهر و صحبت نکردن.

  زنان ایران در میان انواع ۹ گانه خشونت خانگی، بیشتر تحت خشونت‌های روانی و کلامی قرار دارند.

 

۷/۵۲ درصد از کل پاسخگویان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقیقا اعلام کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی این نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکیک، دشنام ، داد و فریاد، بهانه‌گیری‌های پی در پی و … است ، بوده‌اند. میانگین وقوع این نوع خشونت برای زنانی که درگیر آن بوده‌اند ، ۱۰ بار است.

 دکتر مصطفی اقليما بیان می دارد که:

«نتايج بررسی انجمن علمی مددکاران ايران از وضعيت يک هزار زن ساکن در تهران نشان داد که نزديک به ۹۵ درصد خشونت ها عليه زنان روحی و روانی بوده و به ويژه در جهت تحقير و کوچک شمردن زن اعمال شده است.» (شرق)


از جمله خشونت های روانی میتوان به از بین بردن احترام و آبروی فرد نزد دیگران از طرق تهمت
، ایجاد محیط بسته و عدم اجازه به زن برای ارتباط با دوستان و اعضای فامیل اشاره کرد. وعواقب این نوع خشونت می توان به از کار افتادگی ادراکی، از بین رفتن اعتماد به نفس، انواع افسردگی ها، عدم کفایت زن در مدیریت خانه، ، گریز از مشارکت در امور اجتماعی، بازسازی رفتار خشونت آمیز در بچه ها، عدم موفقیت کودکان در تحصیل، پناه بردن به داروهای روانگردان الکل و مواد مخدر، پناه بردن به قمار، فالگیری و رمالی، از دست رفتن استعدادهای بالقوه زن، دست زدن به خودکشی و از دست دادن اعتبار اجتماعی و خانوادگی اشاره کرد.

 



  مطالعات انجام شده در برخی از کشورها نظیر نیکاراگوئه، سوئد و ایالات متحده امریکا نشان دهنده پیوند نزدیک خشونت روانی با ابتلا به افسردگی و اقدام به خودکشی است.
مصرف الکل و مواد مخدر؛ قربانیان خشونت های خانگی از جمله خشونت های روانی بیش از سایر زنان به مصرف الکل و مواد مخدر می پردازند. طبق نتایج یک بررسی بر روی زنان جویای مراقبت های بهداشتی، آنانی که طی سال های گذشته از سوی همسرانشان مورد انواع خشونت ها از جمله خشونت روانی واقع شده بودند سه بار بیش از سایر زنان اعتیاد به مصرف الکل و چهار بار بیش از سایر زنان اعتیاد به مصرف مواد مخدر داشتند.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 3:19 توسط بونامهرپرور |

خشونت خانگی می تواند جسمانی، جنسی، روانی يا عاطفی باشد. سوءاستفاده مالی و محدود کردن فرد نيز از جمله مشخصه های ديگر خشونت خانگی است.

خشونت می تواند عملا يا فقط با تهديد صورت بگيرد؛ همچنين هميشگی يا موقتا اتفاق بيافتد.

خشونت در خانواده در ميان تمام طبقات اجتماعی، گروه های سنی، نژاد، جنس، شيوه زندگی يا به رغم معلوليت رخ می دهد.

خشونت خانگی می تواند در هر زمان - چه در ابتدا و چه پس از گذشت چند سال از ارتباط ميان دو نفر رخ بدهد.

کودکان نيز از تاثير منفی خشونت خانگی - چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت - درامان نيستند.

تمام اشکال خشونت - روانی، اقتصادی، عاطفی و جسمانی - از قدرت طلبی و سلطه گری فرد آزار رسان ناشی می شود.

 

                         

 دکتر شهلا اعزازی در مورد خشونت خانگی می گوید:

خشونت خانوادگی تحت تأثیر خشونت اجتماعی است؛ یعنی وقتی ساختار جامعه خشن است، خانواده هم که یکی از نهادهای جامعه است، بازتابی از ساختار خشن جامعه را نشان خواهد داد، که منشأ آن یا قانون یا آداب و رسومی حفظ شده است. خشونت خانوادگی به جامعه بر می گردد و از سوی دیگری خشونت خانوادگی، هنجارهای خشن را در جامعه تقویت می کند؛ یعنی یک دایره ای می شود که دائماً همدیگر را تقویت می کنند و جامعه خشن تر می شود. بچه ای که در خانواده فقط یاد گرفته که با کتک راه حل مسائل را پیدا کند، در جامعه هم با اولین برخورد ـ مثلاً یک تصادف ماشین که اتفاق می افتد ـ به کتک کاری و زد و خورد توسل می جوید و در این صورت قباحت خشونت از بین می رود و نه فقط در خیابان کتک کاری می کند، بلکه در خانه اش هم آن را تکرار می کند. ما وقتی می گوییم خشونت در جامعه وجود دارد، منظورمان این نیست که همه افراد جامعه این کار را می کنند. درصد زیادی در جامعه هستند که در سلامت زندگی می کنند؛ در خانواده کتک نخورده اند، اما کسانی که در خانواده کتک خورده اند و با هنجارهای خشونت رشد کرده اند وقتی در جامعه با افرادی که با این هنجار آشنایی ندارند ازدواج می کنند، در خانواده خود نیز این خشونت را اعمال می کنند؛ یعنی کافی است جامعه خشونت های سنگین را به کار بگیرد، در عرض یک نسل، این ده درصد شعاعی پخش می شود و بقیه را نیز در بر می گیرد. بنابراین اصلاً خشونت بدون ساختار اجتماعی، در خانواده معنا و مفهومی ندارد. تا موقعی که ساختار جامعه ما خشن است، تا موقعی که از طریق نهادهای مختلف، خشونت تبلیغ می شود، بحث خشونت وجود دارد. من اینجا مجبورم که بگویم متأسفانه رسانه تلویزیون، خشونت را ترویج می کند، که در غالب طنز مشاهده می شود. اگر این خشونت در نهادهای مختلف تعریف شود، تأثیر خودش را در خانواده هم می گذارد؛ این عیب خشونت است. باید کاری کرد. نمی توانیم بگوییم این مرد زنش را زد و تمام شد، اما آن بچه ای که در گوشه ای ایستاده و کتک نخورده، فردا در جامعه هم مردم را می زند، هم بچه خودش را می زند و هم زنش را. به همین دلیل بنده در برخورد با خشونت هیچ وقت به مشخصه نمی گویم که این آقا یا این خانم را بیاورید تا ارشادش کنیم. ما باید از دولت بخواهیم که آرامش را ترویج کند. دخالت دولت و نهادهای دولتی بسیار مهم است؛ یعنی دولت باید یک سری تجدید نظر در قوانین بنماید، به خصوص قوانین حمایتی از قربانی؛ حالا قربانی مرد باشد یا زن، یا بچه.

 

در گزارش های مربوط به خشونت در خانواده معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانيان اصلی، و مردان به عنوان افراد خاطی قيد می شوند. چون بنابر آمار جهانی حدود 90 درصد از قربانيان خشونت خانگی زنان و حدود 10 درصد مردان هستند.

 

مردان نيز مورد سوءرفتار زنان قرار می گيرند اما بخش عمده خشونت خانگی، به ويژه موارد مرگ آور و خطرناک آن، از سوی مردان عليه دختران و زنان خانواده صورت می گيرد.

همچنين مردانی که مورد خشونت زن قرار گرفته اند پس از ترک او با تهديد جانی مواجه نيستند، اما دوره پس از ترک مرد برای زن می تواند بسيار خطرناک باشد.

بو برگمن روانكاو سوئدی در توضیح این كه چرا خشونت در تمامی خانواده ها روی نمی دهد، بر نقش عوامل فردی تأكید می نماید. او نشان می دهد كه در خانواده هایی كه اعضای آن خود در دوران كودكی در معرض خشونت قرار گرفته اند (شاهد خشونت پدر و مادر بوده و یا خود مورد خشونت واقع شده اند)، احتمال بروز خشونت و یا تن دادن به آن به مراتب بیشتر است. به عبارت روشن تر خشونت در نزد آنان امری عادی و آشناست. فشارهای ناشی از انزوا نیز می تواند در مردان، ارتكاب به خشونت و در زنان تن دادن به آن را افزایش دهد. همچنین در میان شخصیت های پرخاشگر و خودشیفته نیز احتمال بروز خشونت بیشتر است. عدم اعتماد به نفس نیز در ارتكاب خشونت از سوی مردان و همین طور پذیرش و عدم مقابله با آن از سوی زنان ذی نقش است. صرف نظر از خصوصیات فردی، شرایط اجتماعی افراد نیز در افزایش و یا كاهش خطر ارتكاب خشونت مؤثر است. برای مثال فشارهای روانی و تنش های محصول آن خطر بروز خشونت را افزایش می دهد. علاوه بر ویژگی ها و شرایط اجتماعی افراد، طرز تلقی و توقع آنان از یكدیگر نیز نقش مهمی در امكان بروز خشونت و تداوم آن دارد. در خانواده ای كه تلقی حاكم از روابط زن و مرد پدرسالارانه و خشونت از مشروعیت ضمنی برخوردار است، احتمال بروز و پذیرش آن بیشتر می گردد. همچنین در خانواده هایی كه توقع افراد از یكدیگر كمتر برآورده می شود میزان تضاد و خشونت می تواند افزایش یابد. با این همه عوامل فردی و روانی و ارتباط متقابل آنها برای توضیح علل خشونت به مثابه یك واقعیت اجتماعی و كم و بیش ساختاری در مناسبات خانوادگی كافی نیست. برای نمونه وابستگی به الكل و مصرف بالای آن، در نهایت تسریع كننده استفاده از خشونت است و نه علت آن. غالب كسانی كه قصد اعمال خشونت دارند، با مصرف الكل شرایط ارتكاب آن را تسهیل می نمایند؛ چه در اجتماع الگویی وجود دارد كه بنا بر آن ارتكاب خشونت هنگام مستی بیشتر قابل بخشش است و این در انكار و یا توجیه خطا در توسل به خشونت مؤثر است. هیدن پژوهشگر خشونت های خانوادگی، پروسه ارتكاب و عادی شدن خشونت را چنین توضیح می دهد:

در مرحله اول هیچیك از طرفین بر دیگری تسلط نداشته، هر یك برای تضعیف موقعیت دیگری و به كرسی نشاندن خواست خویش در موضوع مورد مشاجره می كوشد. مرحله دوم هنگامی است كه خشونت و كتك كاری به وقوع می پیوندد و معمولاً به سلطه آمرانه مرد می انجامد. در مرحله سوم زن قدرت را به دست می آورد و مرد برای نجات زندگی خویش باید از خشونت خودداری كند و یا اظهار پشیمانی و تقاضای بخشش نماید. البته قدرت زن در این مرحله موقتی و محدود است. زمانی كه این سه مرحله دائماً تكرار شوند در شخصیت زن تغییر ایجاد شده و خود را بی پناه می یابد؛ امری كه می تواند به عادی شدن خشونت منجر گردد.

مبارزه علیه خشونت خانگی

"کافا"، یک سازمان غیردولتی مستقر در بیروت، لبنان، طیف گسترده ای از خدمات را به قربانیان خشونت خانگی ارائه می دهد. این سازمان از طریق شبکۀ کمک رسانی خود، زنان را با خدمات حقوقی، پناهگاه ها، تعلیمات حرفه ای و درمان مرتبط می سازد. "کافا"، به معنی "کافی" (خشونت علیه زنان بس است) با سازمان اوکسفم بریتانیا که از سوی صندوق سازمان ملل برای پایان دادن به خشونت علیه زنان حمایت مالی می شود، مشارکت دارد. ایالات متحده یکی از بزرگترین دولت های اهداء کنندۀ کمک  به این صندوق است.

یکی از مهم ترین ابتکارهای سازمان کافا بهره ور شدن از حمایت مردها و پسرها در مبارزه علیه خشونت خانگی است. کافا برای انتشار موفقیت آمیز پیام ضد خشونت در منطقه، به رهبران سازمان های امور زنان در لبنان، اردن، مصر، یمن، و سوریه برنامه های آموزشی ارائه می دهد تا مهارت های لازم را برای کار کردن با رهبران مرد جامعه، جوانان، و مرتکبان اینگونه خشونت ها در اختیار آنها قرار دهد.

                                            

قیدا عنانی، هماهنگ کنندۀ برنامه های کافا، در مصاحبه ای با اوکسفم در توضیح ماموریت این گروه گفت: "ما بر اساس حقوق بشر کار می کنیم. ما مخالف خشونت هستیم، نه مخالف مردها."

افزوده بر کار با مردها و پسرها، کافا رهبران مذهبی را به تمام رویدادهای این سازمان دعوت و برای اجرای قوانین ضد خشونت، از نزدیک با نظام های قضایی همکاری می کند. این سازمان به آموزش و تعلیم 12 قاضی عراقی دربارۀ ماهیت پیچیده و حساس موارد خشونت خانگی کمک کرد.

دولت اردن، مانند دولت اوباما به حقوق زنان اولویت داده است. تلاش های کنونی اردن در سال 2001 با ایجاد شورای ملی امور خانوادگی (NCFA)(2) آغاز شد. این شورا که توسط ملکه رانیه عبدالله هدایت می شود در حال انجام بررسی هایی به منظور تعیین میزان کارآمدی نظام های موجود برای مبارزه با خشونت خانگی است. شورای ملی امور خانوادگی قصد دارد این بررسی را برای تشخیص نارسایی ها در خدمات موجود و در دسترس زنان اردنی به کار گیرد و پیشنهادهایی برای بهبود بخشیدن به آنها ارائه دهد. این ابتکار همزمان با تلاش های شورای ملی امور خانوادگی برای تعریف خشونت علیه زنان در سطح ملی، افزایش آگاهی در مورد این مسئله، و مؤثر ساختن اقدامات برای مبارزه با خشونت و بهبود بخشیدن آنها به اجرا گذاشته می شود.

کشورهای دیگری در خاور میانه و شمال آفریقا نیز در حال انجام اقداماتی برای حمایت از قربانیان خشونت های خانگی و در معرض دید قرار دادن این مشکل هستند. بنا به نوشتۀ نشریۀ حقوق زنان در خاور میانه و شمال آفریقا، چاپ خلیج، که در فوریۀ 2009 توسط خانۀ آزادی منتشر گشت، امروزه مردم در قطر و عربستان سعودی بیشتر در مورد این مسئله صحبت می کنند. خانۀ آزادی یک سازمان غیردولتی مستقر در واشنگتن است که در خاور میانه و شمال آفریقا برای پایان دادن به خشونت علیه زنان از تلاش ها در این منطقه حمایت می کند. این گزارش همچنین به این مسئله اشاره می کند که دولت امارات متحده عربی بر پناهگاهی برای قربانیان خشونت خانگی نظارت دارد.

طبق گزارش خانۀ آزادی، در سال های اخیر فعالیت علیه خشونت خانگی و حمایت از قربانیان در بحرین نیز به طور مستمر افزایش یافته است. سازمان غیردولتی محلی، پناهگاه، مشاورۀ حقوقی رایگان، و خدمات توانبخشی در اختیار قربانیان می گذارند. مشارکت موفقی میان سازمان غیردولتی "صداهای حیاتی"، مستقر در ایالات متحده، شرکت بحرینی "آموزش هوشمند و مرکز پژوهشی"، و ابتکار مشارکت خاور میانۀ وزارت امور خارجۀ ایالات متحده (MEPI)(3)، شرکت جوامع مدنی را در مبارزه علیه خشونت خانگی ترویج می کند و به مردم در فعالیت های داوطلبانه آموزش می دهد.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 1:14 توسط بونامهرپرور |