تمامی شاعران این مرز و بوم عاشق تاب جعد مشکین زنان شدند و آمال خود را در موهای تاب دار آنان جستجو کردند و هیچ کس دل داده زنی با موهای صاف نشد!! زنانی با موهای صاف به رنگ شبق همیشه در نقش جادوگران جلوه گری کرده اند، یعنی زنانی به مانند من باید قید عشق های افلاطونی را بزنند و در کسوت جادوگران قصه ها ظاهر شوند؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1392ساعت 20:6 توسط بونامهرپرور |

در زمان جنگ جهانی اول، دو فرزند کوچک او به فاصله چند روز فوت کردند و به همین دلیل استادشان آیت‌الله نجف آبادی سه روز درس را تعطیل میكنند و به خانه‌شان نمیروند؛ روز چهارم بانو امین، به دنبال استاد میفرستند و وقتی ایشان میآیند، علت تعطیلی درس را سوال می‌کنند. آیت‌الله نجف آبادی میگویند كه من شرمم میشود كه بچه‌تان تازه از دنیا رفته برای درس بیایم و بانو امین پاسخ می‌دهد: «من پیش خدا شرمم می‌شود كه سه روز است چیزی نخواندهام. خدا یك چیزی به من داد خودش هم گرفت.»

 

نصرت بیگم امین در سال ۱۲۶۵ه.ش در اصفهان چشم به جهان گشود. پدر ایشان حاج سید محمد علی امین التجار فردی مؤمن و از بازرگانان سرشناس بوده است و مادر ایشان زهرا دختر حاج سید مهدی بانویی متدین بوده است خداوند این دختر را پس از سه پسر به این خانواده عطا نمود. مادر با روشن‌بینی در چهار سالگی، فرزند را برای آموزش قرآن و فراگیری خواندن و نوشتن به مكتب می‌فرستد، در حالی كه فضای حاكم بر آن ایام به گونه‌ای بود كه كمتر خانواده‌ای به خود اجازه می‌داد كه دخترش را برای كسب دانش به مكتب یا مدرسه بفرستد و چه بسیار والدینی كه آموزش و آشنایی با خط و نوشتن را برای دختران خود جایز نمی‌دانستند. ایشان در مورد کودکی خود می­گویند: «من در زمان کودکی و اوایل جوانی بسیار مایل و حریص به مطالعه کتاب های علمی و گوش دادن به مواعظ دینی بودم و هرگاه نزدیکانم مشغول به تفریح می شدند من به مطالعه مشغول می شدم آنها مرا طعنه می زدند و بر من اعتراض می کردند و می گفتند: چگونه تو مشغول به مطالعه می شوی و تفریح را رها می کنی؟ این کار عاقلانه نیست بلکه از بطالت و کسالت است.»

آیت­ الله محمد تقی جعفری درباره بانو امین گفته ­اند:

«با توجه به آثار قلمی كه از این خانم در دسترس ما قرار گرفته، به طور قطع می‌توان ایشان را از علمای برجسته عالم تشیع معرفی نمود، و روش علمی ایشان هم كاملاً قابل مقایسه با سایر دانشمندان بوده، بلكه با نظر به مقام عالی روحی، باید ایشان را در گروه نخبه‌ای از دانشمندان به شمار آورد كه به اضافه فراگرفتن دانش به تولد جدید در زندگی نایل می‌ شوند.»


اجتهاد

در بیست ‏سالگی به تحصیل فقه و اصول، تفسیر و علم حدیث پرداخت، بزودی به حکمت و فلسفه و درپی آن به عرفان روی آورد. وی پس از پشت سر نهادن مدارج علمی در حضور استادانی چون شیخ ابوالقاسم زفره‏‌ای، حسین نظام‏ الدین کچویی، سید ابوالقاسم دهکردی، میرزا علی آقا شیرازی، میر سید علی نجف ‏آبادی، از دو شخصیت دیگر به نام‌های محمدکاظم شیرازی و شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، اجازه اجتهاد دریافت کرد. در قسمتی از اجازه‌نامه مرحوم آیت‏الله شیرازی در توصیف وی چنین آمده‌است:

    «دختر مرحوم حاج سید محمدعلی امین التجّار اصفهانی که بانویی بزرگوار، شریف، اصیل، عالم و فرزانه، برگزیده زنان زمان و مایه شگفتی دورانش می‏‌باشد، از کسانی است که مدت مدیدی از عمرش و زمان درازی از زندگیش را صرف تحصیل علم نموده‌است».  

مرتبه علمی  ایشان به حدی بود که آیت‌الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی، از خانم امین، درخواست اجازه روایت نمود.

تاسیس مکتب و دبیرستان

بانو مجتهده امین، به موضوع علم‌آموزی زنان  توجه بسیاری داشت به همین سبب در سال 1344 حوزه‌ای به نام «مکتب فاطمه(س)»، ویژه‌ی بانوان تاسیس نمود که در آن، به تدریس رشته‌های فقه، اصول، حکمت، عرفان، فلسفه و... می‌پرداخت و حدود 600 تا 1000 شاگرد را جذب کرده بود. این مکتب، نه تنها از شاگردان شهریه‌ای دریافت نمی‌کرد، بلکه تمام هزینه‌های آن، توسط خود حاجیه خانم امین پرداخت می‌شد. سیده نصرت، علاوه بر «مکتب فاطمه»، اقدام به تاسیس دبیرستانی دخترانه کرد و به این طریق راه را برای ادامه‌ی تحصیل دختران در خانواده‌های مذهبی میسر نمود. توصیه‌ی این بانوی فرهیخته به زنان و دختران چنین بود که مشکلات دوران تحصیل را تحمل کنند و درس را ادامه دهند، زیرا کمبود افراد متعهد و آگاه در بسیاری جوامع به خوبی حس می‌شود.

آثار

تعدادی از آثار زیر به شرح زیر است:

 

 اربعین الهاشمیة (عربی)

اولین تألیف وی و مشتمل بر چهل حدیث در توحید و صفات حق تعالی و اخلاق و احکام شرع و متضمّن بیانات فلسفی، عرفانی و اصولی و فقهی. این کتاب توسط شاگرد ایشان خانم همایونی به زبان فارسی ترجمه گردیده‌است.

جامع الشتّات (عربی)

این کتاب مشتمل بر پرسش‌های متعددی است که استادانی همچون محمّدعلی قاضی طباطبایی، شیخ محمّد طه هنداوی نجفی‌زاده و سید حسن حسینی از وی پرسیده‌اند و پاسخ‌های مبسوطی که وی برای آنان تحریر کرده‌است. این پرسش‌ها و پاسخ‌ها توسط شیخ مرتضی مظاهری نجفی، جمع‌آوری و تنظیم شده‌اند.

 معاد یا آخرین سیر بشر

این کتاب متذکر می‌شود که برای انسان غیر از نشئه دنیوی، نشئه دیگری در پیش است که ناچار باید در سیر تکاملی، از تمام آن نشئات و مراحل عبور کند و سرانجام، به عالمی برسد که فوق آن عالمی نیست و آن را «معاد و قیامت» گویند. مطالب مندرج در کتاب، در قالب نه مقاله نگاشته شده‌اند.

 اخلاق

این کتاب اقتباسی است از طهارة الاخلاق ابن مسکویه که قسمتی از آن ترجمه شده و نظراتی هم که وی در این باره داشته نیز در حاشیه آن اضافه شده‌است. کتاب دارای جنبه علمی، عملی و اخلاقی است و مشتمل بر نکات و دقایق و لطایف می‌باشد.

تفسیر مخزن العرفان (فارسی)

این کتاب، تفسیر جامعی از قرآن کریم است که در ۱۵ جلد به چاپ رسیده‌است. وی در حین نگارش این اثر عظیم، پس از تفسیر دو جزء اول، از بیم آنکه برای خاتمه کارش، عمر وفا نکند، به تفسیر جزء سی ام دست می‌یازد و به ترتیب آن را ادامه داده تا سرانجام در اواخر عمر، این مجموعه به پایان می‌رسد.

 روش خوشبختی و توصیه به خواهران ایمانی

در این کتاب سعی شده‌است معنای «سعادت و خوشبختی» و راه نیل به آن با زبانی ساده و همراه با اندرزهای نیکو به زنان ابلاغ شود. برای این منظور، پس از ارائه توضیح پیرامون دو رکن خوش بختی؛ یعنی «آسایش بدن و صحّت مزاج» و دیگری «آسایش فکر و استراحت خیال و آرامش روح»، که در نتیجه رعایت دو اصل اساسی «عقاید صحیح و ایمان به مبدأ و معاد» و «اخلاق نیکو» حاصل می‌شود، به ارکان دین و ایمان می‌پردازد. در پایان کتاب نیز مباحث آموزنده‌ای پیرامون معنای توسّل به ائمّه اطهار (ع) و شفاعت؛ مبارزه با خرافات و وسواس؛ توصیه به خواهران ایمانی؛ امتیازات، خصوصیات و شرافت زن؛ تهذیب اخلاق؛ و اصول اخلاق نیک، مطرح شده‌اند.

 

بانو امین در اوّل رمضان المبارک ۱۴۰۳ ه.ق مصادف با  23 خرداد ۱۳۶۲ ه.ش دار فانی ترک کرد. جنازه‌اش در بقعه خانوادگی خاندان امین در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.

+ نوشته شده در جمعه 12 مهر1392ساعت 18:4 توسط بونامهرپرور |

 

 


براساس آمارها، نرخ وقوع جرایم جنسی در کشور در پنج ماهه اول امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل حدود چهار درصد کاهش داشته است. گرچه بر اساس اعلام پلیس آگاهی ناجا میزان وقوع جرایم جنسی در کشور کم است اما باید توجه داشت که این جرم در ردیف جرایم دارای آمار پنهان است.

 

سکانس اول:

 

مرجان، 26 ساله از طریق چت‌روم با شخصی که خود را حمید معرفی می‌کرد آشنا شد. گفتگوهای آنها از طریق اینترنت و چت‌روم‌ها ادامه داشت تا اینکه حمید اصرار کرد مرجان را ملاقات کند؛ اما مرجان قبول نمی‌کرد. حمید با طرح این ادعا که دانشجوی رشته مهندسی است و در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می‌کند و قصد ازدواج یا یک دختر «آفتاب مهتاب ندیده» را دارد سرانجام اعتماد وی را جلب و او را متقاعد به ملاقات حضوری کرد.

 

ساعت 7 بعدازظهر یکی از روزهای پایانی تابستان هر دو در محل قرار حاضر شدند. حمید با خودرویی به محل آمده بود و پیشنهاد کرد که با هم به خانه اوبروند تا مادر و خواهرش با وی آشنا شوند. حمید با این بهانه مرجان را سوار خودرو کرد و با برنامه‌ریزی قبلی او را به محلی خلوت کشاند و با تهدید چاقو پس از اینکه نیت شیطانی خود را عملی کرد، گوشی تلفن‌همراه او را نیز گرفت و تمام عکس‌های خانوادگی، شماره تلفن‌ها و اطلاعات شخصی او را با بلوتوث به گوشی خود منتقل کرد.

 

داستان مشخص بود. مرجان از سوی فردی که تصور می‌کرد با اسبَ‌سفید به سراغش آمده و می‌خواهد با او ازدواج کند فریب خورده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته، نمی‌دانست باید چه کار کند؛ با اینکه سنی از او گذشته بود اما حس می‌کرد مثل یک کودک فریب خورده است؛ شرم و ترس از آبروریزی مانع این بود که این خاطره تلخ را به فردی بگوید یا درخواست کمک کند. او دیگر از رایانه و اینترنت بدش می‌آمد و سراغ آنها نمی‌رفت اما دو روز بیشتر نگذشته بود که با تماس تلفنی حمید متوجه شد که این ماجرا تمام نشده و این رشته سر دراز دارد! در این تماس حمید او را تهدید کرد که باید به خواسته‌های وی تن دهد و گرنه عکس‌های خصوصی او را منتشر خواهد کرد و موضوع را به پدر و مادر او اطلاع خواهد داد. مرجان خیلی سعی کرد که با التماس و خواهش حمید را از این کار منصرف کند اما فایده‌ای نداشت.

 

مرجان حال همیشگی را نداشت و همین موضوع سبب شد که مادر وی کنکاش کند و سرانجام از آنچه اتفاق افتاده بود آگاه شود. مرجان و خانواده‌اش شکایت کردند و حمید شناسایی و دستگیر شد و در تحقیقات پلیس مشخص شد که متهم دستگیرشده فردی است که سابقه کیفری دارد و قبلا نیز به همین شیوه دخترانی را اغفال و مورد سوء استفاده قرار داده است.

 

سکانس دوم:

 

ماجرای حادثه‌ای که برای «زیبا» 16 ساله روی داد از همین دست است. «زیبا» در مسیر مدرسه با «علی» آشنا شده بود و آنها در رویاهای کودکانه خود بهشتی را تصور می‌کردند که قرار است در آن زندگی کنند . یک شب «زیبا» با پدرش بحث و جدل کرد و به امید ماندن نزد «علی»، پنهانی خانه را ترک کرد. «علی» او را ترغیب کرد که به خانه‌شان برگردد اما گوش «زیبا» شنوای این نصیحت‌ها نبود. او به پارک رفت و زمانی که در آنجا سرگردان بود یک نفر به او مراجعه و با معرفی خود به عنوان یک «آدم خیر» از او خواست که به منزل او بروند. «زیبا» از سوی آن فرد به ظاهر خیر و دو نفر از دوستان وی مورد سوءاستفاده و تعرض قرار گرفت.«زیبا» موفق شد از آن خانه فرار کند و به منزل برگردد و با اطلاع دادن موضوع به پلیس، هر سه نفر شناسایی و دستگیر شدند.

 

به یقین می‌توان گفت حوادث مشابه دیگری روی داده است که پرونده آنها روی میز کارآگاهان قراردارد و تحت رسیدگی است و حتی ممکن است بعضی از قربانیان نیز جرات طرح شکایت را نداشته باشند و راز این رفتارهای پست و شیطانی را با خود داشته و ترس از افشای آن برای همیشه در زندگی آنها سایه‌افکنده باشد.

 

به گزارش خبرنگار «انتظامی» خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا )، این دو حادثه نمونه‌ای واقعی، از ده‌ها حادثه مشابه است که ممکن است در زندگی روزمره برای امثال «مرجان‌ها» و «زیباها» روی دهد و دختری معصوم، فریب چهره زیبا یا زبان‌خوش مردی هوسران را بخورد و به خاطر این فریب عمری را با تاسف و ترس سپری کند و در این میان هستند، تعدادی از زنان و دخترانی که قربانی مکر و هوسرانی شده‌اند با ترس از آبروریزی یا هراس از اینکه خودشان در معرض اتهام قرار گیرند پای در راه احقاق حق قانونی نمی گذارند اما سرهنگ هادی مصطفایی، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی ناجا درگفت‌و گو با ایسنا معتقد است این شیوه مشکلی را از قربانی حل نمی‌کند و فرصتی هم برای مجرم است که افراد معصوم و بی‌گناه دیگری را قربانی پستی‌ها و اعمال مجرمانه خود سازد.

 

وی با ذکر این موضوع که اطلاعات پرونده و هویت قربانیان نزد پلیس محفوظ است و تحقیق از قربانیان نیز توسط پلیس زن صورت می‌گیرد، توصیه کرد اگر خدای ناکرده چنانچه فردی در شرایط مشابه گرفتار شود، بهتر است برابر روال قانونی اقدام کند.

 

مصطفایی معتقد است که هر پرونده تجاوز از ابعاد مختلف قابل بررسی است و معمولا علل متعددی در شکل‌گیری یک حادثه دخیل است و در این موضوع می‌توان به نقش والدین، نحوه تعلیم و تربیت، دوستان، محیط و اطرافیان، میزان علم، آگاهی و عقلانیت، شخصیت و منطقی‌بودن فرد اشاره کرد.

 

معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی ناجا افزود: بعضی اوقات ساده‌انگاری‌ها، بی‌توجهی به عواقب رفتار و بعضی رفتارهای احساسی و غیرعقلانی سرآغاز شکل‌گیری روابطی است که سرانجام تلخی را رقم می‌زند. متاسفانه این نوع از رفتارها مختص نوجوانان و جوانان نیست و گاهی از سوی افراد بزرگسال نیز مشاهده شده که به فروپاشی کانون گرم خانواده یا تاثیرهای مخرب دیگر منتهی شده است.

 

مصطفایی ادامه داد: حس احتیاط و پرهیز از عرصه و موقعیت‌های خطر حسی است که از کودکی در فرد وجود دارد و او را از گزندهای احتمالی حفظ می‌کند اما این حس به مرور زمان و با رشد عقلانی فرد تقویت می‌شود و به میزان رشد و بالندگی فرد می‌توان به وی اعتماد کرد و آزادی و اختیار انتخاب و تصمیم‌گیری داد. اگر والدین یک کودک دو یا سه ساله به او اجازه نمی‌دهند برای خرید بیرون برود به این علت است که می‌دانند او قادر به تشخیص خوب، بد، سود و زیان یک معامله نیست و توان فهم و محاسبه در مورد مبادله پول و کالا ندارد.

 

معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی ناجا که تجربه زیادی در بررسی پرونده‌های جنایی دارد معتقد است بسیاری از اوقات منشا و ابتدای شکل‌گیری یک جرم جنایی نیت، تصمیم و برنامه‌ریزی قبلی نبوده و رفتارهای غیراصولی و بعضا پنهانی ساده در کنار زودباوری و ناتوانی در تشخیص صحیح عواقب کار موجب وقوع جرم شده و افراد در گروه‌های سنی مختلف و متناسب با شرایط خود ممکن است در معرض جرم قرار داشته باشند و یکی از گروه‌های آسیب‌پذیر دختران نوجوان هستند که به لحاظ شرایط سنی و روحیه احساسی و شرایط دیگر نیاز به مشاوره و راهنمایی بیشتری از سوی والدین، مربیان تربیتی و آموزشی دارند.

 

بر اساس اعلام پلیس آگاهی ناجا، نرخ وقوع جرائم جنسی در کشور کمتر از یک به ازای هر یکصد هزار تن در سال است و در پنج ماهه اول امسال نیز در مقایسه با مدت مشابه سال قبل حدود چهار درصد کاهش دارد و همان‌گونه که مشاهده می‌شود بر اساس نرخ محاسبه شده، خوشبختانه میزان وقوع جرائم جنسی در کشور ما کم است اما باید توجه داشته باشید که این جرم در ردیف جرائمی است که آمار پنهان نیز دارد، بگونه‌ای که عده‌ای از قربانیان به دلایل مختلف ممکن است موضوع را به پلیس گزارش نکرده‌اند و در زمینه کشف تجاوز و جرائم جنسی آن گونه که معاون مبارزه با جرایم جنایی ناجا عنوان داشت، تلاش و کوشش کارکنان بر کشف صد درصدی است اما بیش از 95 درصد محقق شده است.

 

پلیس به منظور ارزیابی صحیح از وضعیت و امکان ارائه تحلیل و راه کارهایی برای پیشگیری از وقوع، تمامی موارد منعکس شده را ثبت و به طور دقیق پیگیری می‌کند و ممکن است بعضی از موارد اعلامی در حدی باشد که ظاهرا کم اهمیت به نظر آید اما باز هم در آمار لحاظ می‌شود اما در مجموع برابر آمارها حدود 47 درصد شکایت‌های مطرح شده سال گذشته در این زمینه مربوط به افراد مونث است و از نظر ترکیب سنی، حدود 25 درصد از قربانیان سوءاستفاده‌های جنسی کمتر از 15 سال سن دارند و در مورد بررسی تفاوت آمار وقوع در فصول مختلف سال نیز، آمار وقوع در نیمه اول سال کمی بیشتر است.

 


سرنوشت متجاوزانی که فیلم و عکس می‌گیرند؛ چه می‌شود؟

 

متاسفانه تهیه فیلم یا عکس از رفتار منکراتی یا از قربانی در موقعیت نامناسب شیوه‌ای است که در پرونده‌ها مشاهده شده و مجرمان با این شیوه و تهدید قربانی به انتشار، بر ادامه سوءاستفاده یا جلوگیری از طرح شکایت اصرار می‌کنند که توصیه‌ای که می‌توان به قربانیان احتمالی این قبیل جرم کرد این است که اگر فیلم یا عکسی در اختیار مجرم است و وی با این وسیله تهدید و اخاذی می‌کند؛ تسلیم‌شدن در قبال خواسته‌ها مانند یک بردگی همیشگی است و توصیه می‌شود مشکل طرح شده را از طریق مراجع قانونی حل کنند چرا که در این قبیل موارد علاوه بر جرم تجاوز، موضوع تهیه فیلم و عکس هم جرم تلقی شده و علاوه برآن تهدید و اخاذی نیز جرم محسوب می‌شوند.

 

صدمات روحی و روانی قربانیان هوسرانی را ببینید!

 

معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی ناجا با اشاره به تاثیرهای منفی این جرم بر قربانی گفت: گاهی مشاهده شده که شدت صدمات روحی وارده به نحوی است که وی را از ادامه زندگی به روال عادی قبلی بازداشته و تبعاتی مانند افسردگی، انزوا، ترک تحصیل، اقدام به خودکشی و غیره را به همراه داشته است. در این موارد پلیس عهده‌دار کشف جرم است اما با هماهنگی سایر سازمان‌ها و نهادهای کشوری بر آنیم که در زمینه درمان نیز تعامل و همکاری‌ها بیشتر شود.

 

وی متذکر شد در صورت وقوع چنین حوادثی برای یک فرد نقش حمایتی و مشاوره‌ای و درمانی برای کاهش آثار و تبعات مخرب موضوع نیز مهم است و باید به آن توجه کرد.

 

تاثیرات مجازات در ملاعام

 

وی افزود: در بعضی از پرونده‌ها شرایط ارتکاب جرم حالت عادی و معمولی ندارد. به نحوی که ممکن است مرجع قضایی اجرای حکم در ملاعام را مناسب تشخیص دهد و ممکن است اظهار نظرهای مختلفی روی این موضوع صورت گیرد. به نظر بنده این موضوع هم مانند بسیاری از موضوع‌های دیگر ابعاد مختلف دارد.

 

مصطفایی گفت: مشاهده حاکمیت و قاطعیت قانون در مقابله یا متجاوزان به ناموس مردم و بحث عبرت‌گیری از سرنوشت متجاوزان، تسلی و آرامش قربانیان جرم و افکارعمومی که از وقوع متاثر و جریحه‌دار شده‌اند از نکات مثبت آن است. ممکن است در مواردی هم احساسات قربانیان جرم و شکات را متاثر کرده و آنها را از طرح شکایت یا پیگیری موضوع منصرف کند.

 

پلیس امین مردم است

 

معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی ناجا یادآوری کرد: کارکنان پلیس آگاهی با رعایت امانت و به کارگیری تمام توان خود سعی می‌کنند این نوع از پرونده‌ها را کشف کرده و از تکرار این جرائم پیشگیری شود و در این راستا ساز و کارهای متعددی هم درمورد حفظ هویت قربانیان دیده شده و اجرا می‌شود و امیدواریم وقوع این نوع از جرائم به حاقل ممکن و حتی صفر کاهش یابد.

 

گزارش: مژگان انصاری



برچسب‌ها: تجاوز جنسی
+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1392ساعت 16:0 توسط بونامهرپرور |

نقش کلیدی زنان در امور مختلف جامعه موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد چرا که زنان در طول تاریخ و در اکثر جوامع علاوه بر قبول تعهدات مربوط به مادری و همسری، همواره در مشاغل و جایگاه‌های مختلف اجتماعی مسئولیت و وظایف خود را با تلاش و جدیت انجام داده‌اند.

به گزارش سرویس «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یکی از این مشاغل که بر اساس مختصات و دشواری‌هایش بیشتر حضور مردان را در آن شاهد بوده‌ایم، خدمت به مردم و جامعه در لباس «پلیس» است، هرچند بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که زنان از گذشته‌های دور نیز در این عرصه حضور قابل توجهی داشته‌اند.


اولین افسران پلیس زن در انگلیس

 

در 16 نوامبر سال 1918 میلادی، یک اطلاعیه رسمی به اتحادیه ملی زنان شاغل انگلیس ابلاغ شد که به موجب آن با اتمام دوره تعلیمات مقدماتی، اولین گروه از پلیس زنان توانستند رسما در این کشور فعالیت خود را آغاز کنند.

تا پیش از این مصوبه، بهره‌مندی از پلیس زن در امور پیشگیری از جرم و حفظ نظم عمومی در خیابان‌های انگلیس در قالب افسران ارشد پلیس صورت می‌گرفت. علاوه بر آن نیروهای گشت زنان نیز در کنترل پلیس انگلیس درآمد تا بر فعالیتشان نظارت جامع‌تر شود.

در حکم پلیس انگلیس در 22 نوامبر سال 1918 میلادی، ‌طرح تشکیل پلیس زن با انتخاب «استانلی» به عنوان سربازرس مطرح شد که در آن طرح پیشنهاد شده بود 10 ناظر برای فعالیت و راهنمایی افسران پلیس زن در نظر گرفته شوند.

 

پلیس زن در انگلیس

 

پس از آن در فراخوان جذب نیروی پلیس که یک ماه بعد صادر شد شرایط استخدام نیروهای پلیس زن نیز اعلام شد. در این حکم علاوه بر اینکه قد مناسب برای پلیس‌های زن تعیین شده بود، نکته مهم دیگر این بود که زنان صاحب فرزند کوچک از خدمت معاف هستند. به علاوه ‌در بخش دیگری از این حکم آمده بود که افسران پلیس زن به عنوان پلیس سوگند یاد نمی‌کنند و از حق بازنشستگی برخوردار نیستند.

همچنین کمتر از یک سال بعد 25 افسر زن به خدمت گمارده شدند اما با وجودی که زنان نقش خود را در مدت زمان جنگ ثابت کرده بودند، موفقیت‌شان به عنوان افسران پلیس زن عمر کوتاهی داشت. در آن زمان این باور وجود داشت که فعالیت‌های افسران زن، مناسب کار پلیس نیست و باعث شد تا زنان پلیس کنار گذاشته شوند اما این تصمیم موجب اعتراض گروهی از افسران زن شد.

این انحلال کوتاه مدت بود و در سال 1923 میلادی، 50 افسر زن بار دیگر سوگند یاد کردند و این بار از قدرت کامل برای حضور در عملیات‌ها و دستگیری مجرمان برخوردار بودند.

 

پلیس‌های زن در آمریکا

 

از زمان برقراری دپارتمان پلیس در آمریکا در اواسط قرن 19، «پاسبانی» شغلی مردانه در نظر گرفته می‌شد. مردان همچنان اکثریت نیروهای پلیس را تشکیل می‌دادند و تمایلات بر این بود تا این روند در آینده نیز ادامه پیدا کند. اما در حال حاضر می‌توان گفت نیروهای پلیس زن تقریبا 13 تا 14 درصد مجموع نیروهای پلیس این کشور را تشکیل می‌دهند هرچند هنوز هم زنانی برای وارد به این عرصه با موانع بسیاری روبرو هستند.

اختلاف نظرهایی در مورد زمان آغاز به کار اولین پلیس زن در آمریکا وجود دارد. در قرن 19 میلادی، گروهی از زنان برای کنترل زنان و کودکانی که در مراکز اصلاح و تربیت بودند،‌ استخدام شدند. اگرچه این زنان مسئولیت‌های افسران پلیس را نداشتند ‌اما در واقع آنان از پیشگامان پلیس زن در این کشور محسوب می‌شوند.

 

در آوریل سال 1908 میلادی، «لولا بالدوین» به عنوان اولین بازرس پلیس زن امریکا برای شهر «پورتلند» در ایالت «اورگن» انتخاب شد. وی اولین زنی بود که در ظاهر تعهدات و اختیارات کامل قانونی را گرفته بود اما در عمل، نقش و اختیاراتش با آنچه که افسران پلیس مرد در آن زمان انجام می‌دادند، مشابه در نظر گرفته نمی‌شد.

به عبارت دیگر وظایف او همچون پلیس‌های زن، نخست بر پیشگیری از جرائم و امور اجتماعی معطوف بود و صاحب لباس فرم مخصوص و سلاح نبودند اما به تدریج این شرایط تغییر کرد و نقش زنان به عنوان پلیس در این کشور جدی‌تر شد.

 

تاریخچه زنان پلیس در استرالیا

 

استرالیای جنوبی و نیوساوت جنوبی اولین افسران پلیس زن را در سال 1915 میلادی به خدمت گرفت. در دسامبر همین سال «کیت کاکس» و «آنی راس» به ترتیب با 40 و 32 سال سن به عنوان اولین نیروهای پلیس زن در این منطقه انتخاب شدند.

در آن زمان بر اساس قانون، حداکثر سن برای پیوستن به نیروی پلیس استرالیای جنوبی، 29 سال بود اما این قانون در مورد نیروهای زن نقض شد. علاوه بر آن میزان حقوق پرداختی به این دو افسر پلیس مشابه با حقوق پرداختی به افسران مرد بود.

 

زنان پلیس در بنگلادش

 

«حسن محمود خندکر»، پلیس کل بنگلادش با بیان اینکه پلیس نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بازی می‌کنند معقتد است که زنان پلیس کمک فوق‌العاده‌ای در این زمینه محسوب می‌شوند.

به گفته پلیس کل بنگلادش، ‌در گذشته پلیس‌های زن در این کشور تنها در حوزه‌های مرتبط با عملیات‌های ویژه زنان فعالیت داشتند اما اکنون در رسیدگی به پرونده‌های حساس و مهم از توانایی آنان استفاده می‌شود.

بخش پلیس زن در این کشور فعالیت خود را از چند دهه قبل و با شش نیرو آغاز کرد اما اکنون تعداد آنان به حدود 6000 نفر رسیده است.

 

نیروهای زن پلیس در عراق

 

نیروهای پلیس زن در این کشور نیز با آموزش در آکادمی آماده می‌شوند. برخلاف بسیاری دیگر از برنامه‌های امنیتی برای زنان که تنها در طول روز برگزار می‌شود، در این آکادمی آموزش‌های مشابه مردان همچون آموزش تیراندازی به پلیس زن نیز ارایه می‌شود.

 

البته در این کشور نیز مقاومت‌هایی در مورد حضور افسران پلیس زن وجود داشت و برخی مردان این شغل را برای زنان خطرناک می‌دانند. علاوه بر این زنان برای آموزش در این آکادمی مجبور هستند خانواده‌هایشان را برای مدتی ترک کنند.

 

پلیس‌های زن در هنگ‌کنگ

 

اولین بازرس پلیس زن در سال 1949 میلادی به نیروی پلیس این کشور ملحق شد و طبق بررسی‌های اخیر، حدود 14 درصد نیروهای پلیس این کشور از میان زنان هستند که در پست‌های مختلف خدمت می‌کنند.

 

تاریخچه زنان پلیس در بحرین

 

از آنجا که وجود نیروهای پلیس زن در امنیت عمومی جامعه عملکرد موثر و حائز اهمیتی دارد از سال 1970 میلادی از این قشر از جامعه در بحرین استفاده شد و برای شروع کار دو افسر پلیس زن به خدمت گرفته شدند.

 

از زمان به کارگیری زنان به عنوان نیروی پلیس در این کشور از آنان برای خدمات مختلفی کمک گرفته شد به طور مثال از توانایی آنان برای برطرف کردن مشکلات خانوادگی زنان استفاده می‌شد. همچنین نیروی پلیس زن در بحرین در قسمت انگشت‌نگاری از زنان فعالیت دارند و در بخش و اداره مهاجرت، ترافیک و حراست فرودگاه مشغول به کار هستند.

 

پلیس‌های زن در کویت

 

در سال 2001 میلادی شورای وزرای کویت طرح پلیس زن را تصویب کرد و اولین گروه پلیس زن نیز در سال 2007 میلادی در آکادمی «سعد آل-عبدالله» پذیرفته شدند.

 

زنان پلیس در مالزی

 

فعالیت زنان به عنوان نیروی پلیس به وضع فوق‌العاده دوره «مالایا» برمی‌گردد که در آن زمان از زنان محلی به عنوان نیروهای ویژه استفاده شد اما از ماه اوت 1955 میلادی،‌ واحد پلیس زن در این کشور رسما دایر شد و در اولین دوره نیز هفت زن با سمت بازرس پلیس زن در سال 1956 میلادی به خدمت گرفته شدند.

 

پلیس زن در مالزی

 

نیروهای پلیس زن به عنوان افسر یا بازرس پلیس مشغول به کار شدند که پیش از این انجام این مسئولیت‌ها توسط افسران پلیس مرد انجام می‌شد. علاوه بر این نیروی ویژه پلیس زن در زندان‌های مالزی فعالیت دارند و به عنوان گارد ویژه برای مجرمان زن خدمت می‌کنند.

 

اولین پلیس زن آسیایی در انگلیس

 

«کارپال کائور سندهو»، اولین افسر پلیس زن آسیایی است که در انگلیس مشغول به کار شد. «کارپال» نزدیک به 42 سال پیش یعنی در سال 1971 میلادی به پلیس ملحق شد. حضور او در این جایگاه آرزویی بود که به حقیقت منجر شد اما مدت زمان زیادی طول نکشید زیرا او در سال 1973 میلادی به دست همسرش که با شغل او مخالفت داشت به قتل رسید.

 

«کارپال کائور سندهو» از پیشگامان این عرصه بود و موجب شد تا بیش از 280 پلیس زن از کشورهای آسیایی تنها در لندن مشغول به کار شوند.

 

پلیس زن در ایران

 

و اما در کشور ما تاریخچه حضور پلیس‌های زن به سال 1341 شمسی برمی گردد. زنان اونیفورم پوش به صورت درجه‌داران و افسران در شهربانی و ژاندارمری به کار گرفته شدند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز پذیرش و تربیت پلیس زن از سال 1378 شمسی با تصویب مجلس شورای اسلامی آغاز شد. نحوه ورود به دانشگاه پلیس توسط زنان از طریق آزمون سراسری می‌باشد، البته در جذب این دانشجویان علاوه بر رتبه عملی تست ورزش، سلامت جسمانی و روانی و ... هم دخیل است.

 

پلیس زن در قرن 21: پیشرفت اما با کندی

 

نتایج مطالعه مرکز ملی زنان و سیاست‌گذاری آمریکا که در سال 2001 میلادی صورت گرفت، مشخص کرد زنان تنها 12.7 درصد منصب‌های اجرای قوانین را که نیاز به سوگند خوردن دارد به خود اختصاص داده‌اند.

همچنین طبق گزارش پلیس فدرال آمریکا که در سال 2003 میلادی منتشر شد،‌ از مجموع نیروهای پلیس تنها 11.4 درصد نیروها را زنان تشکیل می‌دهند.

اگر چه جمعیت پلیس‌های زن در جهان افزایش یافته اما روند آن با توجه به جمعیت زنان جهان هنوز کند است و باید در کشورهایی که از توانایی و نیروی پلیس زن استفاده می‌شود، موانع و چالش‌های پیش‌روی فعالیت‌ این قشر برطرف شود.


منبع: ایسنا


برچسب‌ها: زنان, پلیس, زنان پلیس
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1392ساعت 18:40 توسط بونامهرپرور |

  وضعیت زنان یمن بعد  پیروزی درجنبش آزادی­ خواهانه

زنان یمنی در جنبش اعتراضی مردم یمن علیه حکومت علی‌عبدالله ­صالح حضور گسترده و پررنگی‌ داشتند و برای اولین بار در تاریخ یمن، زنان در یک جریان مهم اجتماعی نقش ایفا کردند. حضور زنان در جنبش اعتراضی یمن را نمی‌توان به عنوان یک جنبش صرف زنان دید،حضور زنان دلیل ایجاد یک جنبش زنانه در یمن نبود. خواسته اصلی‌ زنان برکناری حکومت بود و گروهی از زنان تحصیل‌کرده و فعال در حوزهای اجتماعی و سیاسی و گروهی از زنان عادی جامعه در ذیل جنبش اصلی‌ خواهان اضافه کردن خواسته‌هایشان به خواسته­ های کلی‌ جنبش بودند. کنش زنان یمن کنشی بود اصلاح طلبانه که قید اصلی‌ جنبش محسوب نمی­شد بلکه به صورت قید اضافی در جنبش اعتراضی مردم یمن حضور داشت. این حضور نقطه عطفی در حیات اجتماعی و سیاسی زنان یمن بود زیرا در جامعه‌ سنتی و قبیله­ای یمن که زنان در همه حوزه‌ها به حاشیه رانده می­شوند چنین حضور گسترده در کنار مردان در خیابان­ها و علنی کردن خواسته­ های زنانه­ شان امری سنت شکنانه بود.

خواسته­ های زنان یمنی همه طیف­ های اجتماعی را در سطح خرد و کلان برمی­ گرفت. خواسته­ هایی مانند منع ازدواج دختران زیر ۱۷ سال، فرصت آموزشی برابر، سهیم شدن در گفتمان سیاسی کشور و امکان مشارکت سیاسی زنان در جامعه سنتی‌ یمن.

زنان یمنی باتوجه به مشارکت گسترده و داشتن مطالبات ذکرشده، بعد از پیروزی جنبش نه تنها به خواسته‌های خود نرسیدند بلکه اوضاع زندگی‌ آنان بدتر هم شده است. دلیل این امر را در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی‌ و آموزشی می‌توان جستجوکرد.


در حوزه اقتصادی، اقتصاد ضعیف یمن و وابسته بودن این اقتصاد به کشاورزی که زیر ساخت­ های اصلی‌ آن از قبیل زمین، آب مورد نیاز کشاورزی و امکانات مناسب برای کشاورزی صنعتی فراهم نیست و این کشاورزی سنتی‌ با بازده کم، حوزه کار ۵۳ درصد مردم یمن است، علاوه بر آن هم­خوان نبودن نرخ رشد سرانه ملی‌ با رشد جمعیت باعث کاهش رفاه مردم یمن شده است. نداشتن زیرساخت مناسب برای جذب نیروی کار و پیش­برد توسعه اقتصادی در جامعه­ای‌ که۵۰ درصد مردم آن با درآمد کمتر از دو دلار زندگی‌ می­کنند و ۴۴ درصد مردم از فقر شدید رنج می­ برند و امنیت غذایی‌ پایینی دارند. در کل گرسنگی، فقر، تبعیض و توسعه نیافتگی و نداشتن امنیت غذایی مانع گذران یک زندگی‌ فعال و سالم برای زنان می­شود و نداشتن برنامه توسعه پایدار اقتصادی مانع ورود گسترده زنان به حوزه عمومی و پیشرفت مادی و اقتصادی می­ شود و چرخه معیوبی را می‌سازد. زنان آنقدر در حل نیازهای اولیه خود غرق می­شوند که دیگر حضور در جامعه و نهادهای مدنی خود­به خود از اولویت­ های اجتماعی زنان کنار می­رود و عدم حضور در نهادهای مدنی، رسیدن به هویت جمعی مشترک و سازمان­دهی نیازهای حقوقی، اجتماعی و فرهنگی زنان را کند می­ کند و زنان یمنی را  نسبت به شاخص­های جهانی در حوزه زنان در جایگاه پایینی قرار می­ دهد.

در مورد مسائل قبیله­ ای، یمن جامعه­ ای قبیله محور و سنتی است. قبیله خود به عنوان نهاد اجتماعی عمل می­کند. عرف­ های قبیله­ ای بر ساختار جامعه مسلط است. قوانین عرفی قبیله­ای به راحتی بر قوانین رسمی ارجحیت می­ یابند و دسترسی زنان به بسیاری از حقوقشان به خصوص حق آموزش محدود و نقض می­ کند. الگوی رفتاری مردم از بافت قبیله­ ای ﻣﺘﺄثر است. رسوم قبیله­ ای به مردان اجازه چند همسری را می­ دهد، ازدواج دختران در سنین پایین را مجاز می­ داند و از تحصیل دختران و زنان جلوگیری می­ کند. بنیادگرایی حاکم بر فضای قبیله­ ای یمن با سیاست آمیخته می­ شود و به خود مشروعیت می­ دهد که قوانین را نادیده ­بگیرد. هر نوع بنیادگرایی که با سیاست آمیخته شود در بسیاری از حوزه­ ها مانع رسیدن افراد به حقوق طبیعی­شان می­ شود و در یمن این بنیادگرایی در حوزه زنان بسیار اعمال نفوذ کرده و زنان را از رسیدن به بسیاری از حقوقشان که صراحتا در قانون ذکر شده محروم می­ کند و امکان حضور زنان در جامعه و تشکیل نهادهای اجتماعی برای بالا بردن سطح کیفیت زندگی و ذست­یابی حقوق طبیعی و مدنی زنان را با مشکل روبرو می­کند.

در حوزه آموزشی آمار بالای بی­سوادی و کمبود امکانات و فرصت­های آموزشی مشکل اصلی زنان یمنی در این حوزه است. 70 درصد زنان یمنی بی­سوادند و این میزان در مناطق روستایی به 80درصد هم می­رسد. آموزش زنان بهترين راه براي توسعه سلامتي، رشد و بهبود وضعيت فرهنگي و اقتصادي آن­ ها است. آموزش به زنان به افزايش آگاهي در مورد حقوق، مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه كمك مي­ کند و آن­ها را قادر می­سازد تا به توانایی­ هاي بالقوه خود پي­ ببرند و به توسعه مهارت­ ها بپردازند، كاريابي كنند و شرايط سلامتي و تغذيه خود را بهبود بخشند.  آموزش زنان موجب كاهش نرخ مرگ و مير كودكان و مادران مي­ شود. تأكيد بر آموزش و پرورش دركشورهاي توسعه يافته به علت اهميتي است كه به عنوان ابزار توسعة اقتصادي، تغييرات اجتماعي و تجهيز كردن منابع انساني دارد. بنابراين، تحصيل زنان نه­تنها ميزان مشاركت آن­ها را در مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي افزايش مي­دهد، بلكه موجب استقلال اقتصادي و بهبودكيفيت زندگی زنان و خانواده آن­ها مي شود كه به نوبه خود موجب افزايش سلامت دركل جامعه مي شود. بی­سوادی زنان همچنین مانع از اشتغال آنان می­شود بنابراین قادر نخواهند بود به طور فعال در جامعه حضور داشته­ باشند و در پی­ آن فعالیت مدنی پایین می­ آید و زنان از مطالبه حقوق خود باز می­مانند. بی­سوادی زنان یمنی عامل اصلی عدم مشارکت اجتماعی و سیاسی و کاهش توانمندسازی زنان در همه حوزه­ ها و کم­کاری در پی­گیری مطالبات بر حق زنان است.

مجموع این عوامل  باعث شد که زنان یمنی در شرایط نابرابر و محرومیت قرار بگیرند و خواهان تغییر وضعیتشان باشند و شروع جنبش اعتراضی مردم یمن فرصت مناسبی فراهم کرد تا زنان در ذیل جنبش اصلی مطالبات خود را نیز به صورت حاشیه­ای مطرح کنند. در جنبش اعتراضی اخیر مردم یمن با توجه به این­که زنان برای اولین بار مطالبات خود را مطرح کردند عواملی مانند رسوم قبیله­ای، نرخ بالای بی­سوادی و به خصوص وضعیت نامناسب اقتصادی زنان در یک سال گذشته و پس از به ثمر رسیدن جنبش مردم یمن، مانع پی­گیری مناسب مطالبات زنان شد. در این­جا باید این نکته را هم در نظر گرفت که زنان در یمن جنبش خاص زنان نداشتند که بتوانند خواسته­ های خود را به صورت سازمان یافته با یک ایدئولوژی مشخص دنبال کنند و زنان در ذیل جنبش اعتراضی مردم یمن قرار داشتند، جنبشی که جنسیتی نبود و مطالبات عام مردم را دنبال می­ کرد و این نکته که جنبش مردم یمن جنبشی سیاسی بود نه جنبشی فرهنگی که بتواند مسائلی از قبیل رسوم قبیله­ ای را حل کند. در آخر باید به این نکته توجه کرد که روند رسیدن به دموکراسی و خواسته­ های مدنی و اجتماعی روندی طولانی است که به زمان نیاز دارد.

+ نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1392ساعت 19:53 توسط بونامهرپرور |

نام کتاب : جنس ضعیف (عنوان فرعی :  «گزارشی از وضعیت زنان جهان» )

عنوان اصلی : Le sex inutile

مترجم: یغما گلرویی

 *تهران ،انتشارات نگاه ،1387 ،198 ص

 

                                                             

موضوع : گزارشی از سفرهای فالاچی  به نقاط مختلف جهان  (کشورهای پاکستان، هند، سنگاپور و ژاپن) درباره زنان که برای هفته نامه ی L'Europeo انجام شد.

 بخش هایی از کتاب :

·    هیچ انقلابی را نمی شود عظیم تلقی کرد مگر آنکه زنان یک کشور و نحوه زندگی شان را دگرگون کند. بدون زنان هیچ انقلابی پیروز نمی شود.

 

·    هرچقدر توی فروشگاه‌های توکیو لباسای دوخت فرانسه بفروشن، هر چقدر توی خیابونای بمبئی درباره‌ی عظمت زنا شعار بدن؛ حتی اگر دانش‌کده‌های نظامیِ پکن دراشون رو روی زنا باز کرده باشن…بازم دعوای بین زن ومرد باقی می‌مونه، چون زن زنه و مرد، مرد...
«-زنای تموم دنیا مثل همن!».

 

((اوریانا فالاچی در 29 ژوئن سال 1929 در زمان زمامداری موسیلینی در فلورانس به دنیا آمد و در ۱۵ سپتامبر 2006، در سن هفتاد و شش سالگی در بیمارستانی در شهر فلورانس ایتالیا، بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.))

 

 

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 20:29 توسط بونامهرپرور |

   (Premenstrual Syndrome) مجموعه ای از علایم جسمی، روانی و احساسات مرتبط با چرخه قاعدگی در زنان است.  به نحوی که شخص مبتلا به PMS ممکن است انواع وسیعی از علائم را که ظاهراً مرتبط با هم نیستند احساس کند . به همین دلیل تشخیص آن مشکل است . علیرغم وجود علائم بسیار ،  هر خانم مبتلا به PMS معمولاً علائمی خاص خود به صورت دوره ای دارد .

 

زمان PMS :

چهار الگوی کلی وجود دارد :

1.       علائم ۵ تا ۷ روز قبل از عادت ماهیانه آغاز و با آغاز خونریزی پایان می یابد .

 

2.       علائم ۱۴ روز قبل از عادت ماهیانه ( زمان تخمک گذاری )‌ شروع می شود و تقریبآً دو هفته و یا تا زمان شروع خونریزی به طول می انجامد .

 

 

3.       علائم ۱۴ روز قبل از عادت ماهیانه آغاز می شود و تا ۳ هفته بعد ادامه می یابد و در واقع تا پایان زمان خونریزی  خاتمه پیدا می کند .

 

4.       علائم به مدت چند روز هنگام تخمک گذاری ( دو هفته قبل از عادت ) آغاز می شود ، سپس از شدت آن کاسته می شود و چند روز قبل از شروع خونریزی دوباره ظاهر می شود .

 

 

علائم

سیستم عصبی :

سردرد ، میگرن ، صرع ، سرگیجه ، غش

ارتوپدی :

کمردرد ، دردمفاصل ، خشکی مفاصل .

عضلانی :

کشیدگی عضلات ، ورم ، درد شکمی ، گرفتگی عضلات

روانشناختی :

 بی حوصلگی ، گریه ، تنش ، احساس ناامیدی ، وحشت ، خستگی ، پرخاشگری ، عصبانیت ، کسلی ، افسردگی ، اقدام به خودکشی ، سوءرفتار با فرزند ، خودزنی ، اعتیاد و یا سوء مصرف مواد .

بینایی :

ورم ملتحمه ، آب ریزش چشم ، سیاهی دور چشم ، تاری دید .

شنوایی :

گرفتگی صدا ، ( بیماریهای گوش و بینی و حلق ) خارش گلو ،‌التهاب لوزه .

دستگاه ادرار :

 التهاب مجاری ادرار ، التهاب مثانه ، تکرر ادرار ، ورم

معدی روده ای :

میل شدید به غذا ، درد شدید ، ورم شکمی

سینه ها :

درد سینه ها ، بزرگی سینه ها ، فیبروکیستیک

دستگاه تنفس :

آب ریزش بینی و سرماخوردگی ، برونشیت ، آسم ، تورم مجاری تنفسی

خون شناسی :

بیماریهای پوستی ، دانه های پوستی ، کورک ، کهیر ، تبخال

 

 

 

 

 

 

توصیه هایی برای بهبود

·        استراحت کافی

·        ورزش روزانه

·        حذف مصرف نمک ،‌ شکر ، کافئین ، الکل

·        مصرف ویتامین ها بخصوص ویتامین ب  

·        بسیاری از مبتلایان به PMS پایین آمدن موقت قند خون خود را گزارش داده اند . خوردن شش وعده غذایی کوچک در روز بسیار مناسب تر و مفیدتر از صرف سه وعده غذایی می باشد . در این دوره مصرف کربوهیدراتهای مرکب مانند میوه جات تازه ، سبزیجات ، غلات و پروتئینها ( بخصوص مرغ و ماهی ) توصیه می شوند .

از مصرف غذاهای زیر خودداری کنید:

غذاهای آماده و کنسروی ، چیپس ، چوب شور ، سوسیس ، ماهی ساردین ، حبوبات ، چغندر ،‌ ژامبون و کالباس ، شلغم ، ترشی کلم ، گوشت های دودی ، سس خردل ، سس مایونز ، سس گوجه فرنگی ، سس سویا ، ترشیجات و زیتون .

مواد مصرفی توصیه شده:

·        لبنیات :‌ فقط شیر بدون چربی

·        تمام میوه جات و سبزیجات مفید هستند ..

·        گوشت سفید ، بوقلمون ، گوشت گوساله ، گوشت بره .

·        ماهیها : اکثر ماهیهای تازه قابل مصرف و مفید هستند .

 

 

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 20:21 توسط بونامهرپرور |

می خواستم خود در مطلبی تاج السلطنه را معرفی کنم اما از قبل، این مقاله آقای آرش عباسی در  روزنامه شرق در خاطرم بود و بدلیل جامع بودن مطلب ایشان، بخش اعظم این مطلب را از آن مقاله استخراج کردم:

 

    دوازدهمین دختر ناصرالدین شاه . در ششم ربیع الثانی 1301 به دنیا آمد. مادرش ، توران السلطنه ، از خاندان قاجار و همسر غیردایم ناصرالدین شاه بود. او در هفت سالگی به مکتب رفت و از میرزاعبداللّه ، ردیف نواز و نوازندة مشهور تار، نواختن تار را بخوبی فراگرفت همچنین آموختن زبان فرانسه را آغاز کرد او از نخستین زنانی بود که بی حجاب در مجالس ظاهر شد. وی به دلیل یأس از محیط آلودة اشرافی سه بار اقدام به خودکشی کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالعه آثار ویکتور هوگو و ژان ژاک روسو و آشنایى با افکار و عقاید بیسمارک باعث رشد فکرى او در حوزه هاى سیاسى- اجتماعى شده و به همین دلیل وى را تبدیل به یکى از منتقدین اصلى حکومت کرد.

     او مهم ترین بدبختى زنان را در عدم شناخت و درک حقوق شان مى داند و گوشه  خانه نشستن و خنده و حرافى را تنها هنر زنان هم نسل خود برمى شمرد. از این رو خاطرات تاج السلطنه بیشتر به نقد یک دوره پرانتقاد تاریخى به نام قاجار مى ماند که حتى پدر- شاه هم از آن برى نیست.

                                         
    اعمال و رفتار پدر همیشه زیر ذره بین دختر بوده و بخش هاى بسیارى از خاطرات وى به بررسى مسائل و مشکلات رفتارى و کردارى پدر اختصاص یافته است. او عمده مشکلات داخلى مملکت را در عدم کفایت شاه و پرداختن او به لذایذ دنیوى مى داند و تاکید دارد که اگر شاه چنین رفتار کودکانه اى نداشت وضع مملکت به گونه اى دیگر بود. اما بیشترین انتقاد تاج السلطنه مربوط به حکومت دارى و رفتار برادرش مظفرالدین شاه است. او برادر خود را فردى نالایق، بى خبر، بدون عزت نفس، نادان و عشرت طلب مى داند و هر کجا فرصتى دست داده شاه را مورد نکوهش قرار داده و مسافرت هاى بى مورد و وام هاى بى دلیل و پیشکاران نالایق و فرصت طلب مظفرالدین شاه را به باد انتقاد گرفته و از نسبت دادن بدترین القاب به نزدیکان شاه دریغ نکرده است.

 

                             


تاج السلطنه در جایی میگوید:

    «صدراعظمى و وزارت در دوره سلطنت برادر عزیز من خیلى شبیه به تعزیه شده بود که دقیقه به دقیقه تعزیه خوان رفته، لباس عوض کرده برمى گردد. این برادر عزیز من به حرف یک بچه دوساله یک صدراعظمى را فوراً معزول و به حرف یک مقلدى یک وزیر را سرنگون مى کرد.»

                                                                                     
وى همچنین درباره مشروطه نیز تعریف مهمى دارد: «معنى مشروطه عمل کردن به شرایط آزادى و ترقى یک ملتى بدون غرض و خیانت، تکلیف هر ملت ترقى خواهى استرداد حقوق او است. حقوق خود را به چه قسم مى تواند مسترد دارد؟ در موقعى که مملکت مشروطه در تحت یک «رگلمان» صحیحى باشد ترقى از چه تولید مى شود؟ از قانون. قانون در چه موقعى اجرا مى شود؟ در موقعى که این استبداد برچیده شود. پس از این روى مشروطه بهتر از استبداد است.

+ نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت 0:55 توسط بونامهرپرور |

«دخترم بهتر است که تو بمیری»


چهارشنبه 27 اکتبر طبق روال همیشگی ، مشغول سر زدن به سایت ها بودم که خبری در عصر نو توجه ام را جلب کرد.
« قتل یک دختر به دست پدرش در سردشت»
این دختر جوان که سروهش نام داشت به دست پدر کشته و جسدش در سد مهاباد پیداشد. به گفته یکی از بستگان این دختر جوان ، سروه که به جوانی از خانواده ای معمولی علاقه مند بوده  به خاطر مخالفت خانواده ناچار به ازدواج با مرد دیگری می شود.
پدر سروه وی را هنگام پس گرفتن عکس و............از فرد مورد علاقه اش می بیند........................
خبر کوتاه وبدون تفسیر بود . از قضا چند روزی بود که مشغول ترجمه مقا له ای درد آور در باره قتل های ناموسی و داستان قتل هولناک زنان ودختران  به دست مردان خانواده بودم . لحظه ای مبهوت ماندم و..........  
کار روزانه شروع شده بود اما سروه ، حسینا، امینا، .... مرا رها نمی کردند . سروه ضربه ای کاری به کرختی من،  ما ، زده بود و وجدان ما ن را به پرسش می کشید .  این همه سکوت ، این همه بی تفاوتی؟!
تمام روز با خود کلنجار رفتم . شب به محض رسیدن به خانه باز به سراغ سایت ها رفتم . تنها همان خبر در یکی  دو سایت . از آن همه سایت های رنگارنگ دیگر، حتی دریغ ازیک خبر خشک وخالی!
گویا هیج کس را ملالی نبود .این خبر وحشتناک هیچ کس را به واکنش وا نداشت .  گویی همه ذهن ها در این راستا منجمد شده است و فرهنگ پدر سالاری همه را در تار وپود خود بلعیده است. دفاع از حق زندگی دخترک بی پناهی که به دست پدرش به نام دفاع از حیثیت و ناموس به قتل رسیده است شامل حقوق بشر، حق شهروندی، ............ نمی شود تا حتی روشنفکران ما دست به قلم برده و آن را محکوم کنند.
قربانیان قتل های ناموسی ، زنان هستند . زنانی که طبق سنت و یا قانون از حق برابر با مرد محروم و ملک شخصی مردان محسوب میشوند. زن تنها  ، شئ  است تحت سیطره مردان ، به ترتیب : پدر، پدر بزرگ ، برادر، وبا لاخره همسر . حق مرگ وزندگی دختر ، همسر ، مادر در دست این مردان جا به میشود. کوچکترین عصیان و نافرمانی گناهی نابخشودنی است . آنجا که قدرت مرد زیر سئوال می رود و حاکمیت او بر جسم و جان زن شکاف بر میدارد دیگر برای سرکوب زن واعمال قدرت مرد کاربرد هر شیوه ای مجاز است.  سر بریدن ، خفه کردن ، سوزندان ودر یک کلام قتل به هر وسیله ای .......وهمه به نام ناموس شرف و آبرو .  قتلی که در ایران قانون آن را قتل نمی شناسد و مشمول مجازات قصاص نمیشود.
قتل های ناموسی سالانه جان صدها زن را در ایران می گیرد.  عدم تمکین به ازدواج اجباری ، زنا ، رابطه خارج از ازدواج  وحتی یک سو ظن ساده ، طلاق وازدواج مجدد از مواردی هستند که شامل این نوع  قتل ها می شوند. قتل های ناموسی برای کنترل جنسیت زن است .  این قتل ها نه فقط خشونت بی نهایت یک مرد به خواهر ، مادر و همسر خود است . خشونت یک جامعه پدر سالار به زنان است .  
«او از قبل می دانست که کشته خواهد شد . فرشته دو روز قبل به مرکز نگهداری بیماران روانی جایی که مادرش نگهداری می شود ،رفته بود و از آن ها خواسته بود که اجازه دهند تا آنجا بماند. اما آنها به او اجازه ندادند. فرشته باز گشته بود و ساکی از لباس هایش را به همسایه شان سپرده بود. دیر یا زود مرا می کشند . این ها را یادگار نگه دارید. دو روز بعد ،جسد او را در حالی که  پدرش به اتهام رابطه نا مشروع سرش را از تن جدا کرده بود پیدا کردند.  بعد از سال ها زندگی با مردی که 18 سال از خودش بزرگتر بود وبعد از اتهامی که پدرش  به او وارد کرد،پزشکی قانونی اعلام کرد: فرشته نجاتی باکره بوده است.»
مهم ترین ویژگی این قتل ها این است که ازیک طرف کشته شدن این زنان هیچ گونه واکنش وتاثری  ایجاد  نمی کند (بسیاری زنان خود  حامل و قربانی این فرهنگ پدرسالار هستند که خود مبارزه با پدیده را مشکل تر می کنند) و از طرف دیگر این قتل ها قانونی است وشامل مجازات چندانی نمیشود.  قانون مجازات همسر خطا کار را مجاز می شمارد و اجازه قتل او را به مرد میدهد. در صورتی که پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود وتنها به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می شود.
در جامعه ای که زن شهر وند درجه دوم محسوب می شود وطبق قانون نه یک انسان کامل که نیمه است . در جامعه ای که نقش زن تنها زایش وپرورش فرزندان و جای او در خانه است ،هیچ حقی بر بدن خود ندارد وکوچکترین حرکت او کنترل می شود، باید تاوان سنگینی را برای آزادی خود بپردازد. خط قرمزی وجود دارد که  نباید از آن عبور کند. زنی که خارج از عرف سنتی و دینی عمل می کند و می خواهد روابط شخصی و نوع زندگی خود را تعیین کند، از خط قرمز عبور کرده است و برای او یک راه می ماند : مرگ  ،  برای برگرداندن آبرو و حثیت به خانواده . وحشتناک این که ، قاتل به کار خود مفتخر است، خود را پنهان نمی کند و آزاد می گردد چرا که مجازاتی در انتظار او نیست.
قتل های ناموسی نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی که ساختاری شبیه ایران دارند و از نطر فرهنگ و سنت به ما نزدیک هستند نیز وجود دارد . افغانستان، ترکیه ، عراق، اردن، مصر،فلسطین،  پاکستان، خلاصه در کشورهای اسلامی و  برخی از کشورهای امریکای لاتین در زمره این کشورها هستند.


«دخترم ، بهتر است تو بمیری. گوش کن دخترم ، گوش کن،من دوست دارم که تو بمیری ، بهتر است که تو بمیری.»  این صحنه در بیمارستانی در ساحل غربی رود اردن در فلسطین اتفاق  می افتد. سعاد در حال مرگ است. چند روز پیش ،بعد از یک مشورت خانواده گی،  پدر و مادر تصمیم به قتل او می گیرند. شوهر خواهر سعاد وارد حیاط خانه می شود،پیتی بنزین بر سر او می ریزدو او را آتش می زند. تنی چند از افراد روستا بدن جزغاله شده او را به بیمارستان می برند.  در بیمارستان هم مورد بی مهری پرستاران قرار می گیرد.« در انظار همه من مجرم بودم.  گویی من باید بجای تمام زنانی که حیثیت مردان را لکه دار کرده بودند تاوان بپردازم . آنها تنها مرا به این دلیل جا بجا می کردند که زخم هایم متعفن نشود و میکروب ایجاد نکندنه برای معالجه من. من را انجا نگه داشته بودند زیرا من باید آنجا بدون اینکه مسئله ای برای خانواده و اهالی روستا ایجاد بکنم ،می مردم.» با این ایده است که مادرش با شیشه ای پر ازسم به  بالینش می آِید تا دخترش را قانع کند که خود را کشه واین جنایت را خود به پایان ببرد. با دخالت آخرین لحظه یک پزشک جوان ، سعاد به شانتاژ تن نمی دهد وملاقات خانواده ممنوع می گردد.

چرااین همه خشونت به این دختر جوان روا می شد؟  پسر همسایه که به او قول ازدواج داده بود. سعاد حامله شده بود .پسر همسایه پس از شنیدن خبراو را رها می کند. آشکار شدن علایم حاملگی ،حکم قتل سعاد را صادر می کند. 
و اما چه باید کرد؟


به چالش کشیدن نظام پدر سالاری ، شکستن سکوت و تابو ها 


در جامعه ما ، قتل های ناموسی از زمره تابوها است  و تا سال های اخیر بندرت به این مسئله پرداخته شده است. به چالش کشیدن نظام پدر سالاری که عامل اصلی خشونت های  وارده بر زنان و از جمله قتل های ناموسی است ، در وهله اول  مستلزم  شکستن سکوت است. باید مسئله قتل های ناموسی را از امری خصوصی به یک معضل عمومی و همگانی  بدل کرده و برای از بین بردن آن مبارزه کرد.این مسئله از طرف کشورهای دیگر از چند سال پیش  در مجامع بین المللی مطرح و با فعالیت مصرانه فعالین حقوق بشر ، ا ز جمله اسما جهانگیر به کمسیون حقوق بشر سازمان ملل برده شد . اسما جهانگیر وکیل پاکستانی و گزارشگر ویژه کمسیون حقوق بشر سازمان ملل ، در سال 1999 گزارش مفصل و تکان دهنده ای از قتل های ناموسی در کشورهای خاورمیانه ، آسیای جنوبی وبعضی از کشورهای امریکای لاتین را به سازمان ملل داد. در سال 2000 مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ای در باره ، از بین بردن قتل های ناموسی به تصویب رساند . این قطعنامه که به امضاء125 کشور رسید ، از کشورها می خواهد که از مجاری قانونی قتل های ناموسی را از بین ببرند. البته اغلب کشورهای مسلمان از جمله ایران به ان رای ندادند . اما در پاکستان از آن به بعد مجازات سنگین وحتی اعدام برای مرتکبین قتل های ناموسی در قانون در نظر گرفته شده است. در ترکیه مجازات حبس ابد برای مرتکبین این جنایت پیش بینی شده است. البته این قوانین باعث از بین رفتن قتل های ناموسی در این کشورها نشده است اما در زمینه مجازات ، پیش رفت های داشته است که خود حاصل مبارزات  بی وقفه زنانی چون اسما جهانگیر و خواهرش می باشد که علیرغم فتوی مرگ ، سال ها است که برای این معضل اجتماعی نه تنها در پاکستان بلکه در سطح جهانی مبارزه می کنند. این تجربه به ما نشان میدهد  که علنی کردن این معضل اجتماعی و مبارزه بی امان  اهمیت بسزایی دراز بین بردن آن دارد. بی تردید این مبارزه در شرایط امروز ما کار آسانی نیست. استبداد سیاسی ، نا برابری نهادینه شده بین زن ومرد ، فقر اقتصادی و فرهنگی ، فرهنگ دیر پا وجان سخت مرد سالاری ، عدم توجه تاریخی به خصوص روشنفکران مرد به مسئله زنان ( البته سال های اخیر این توجه بیشتر شده) و به خصوص به قتل های ناموسی و.............. موانعی جدی هستند.

فریبا ثابت
1ـ سایت بی پرده با تو
2ـ ترجمه بخشی از مقاله ساندرین ترینر خبرنگار ونویسنده فرانسوی در باره قتل های ناموسی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 22:21 توسط بونامهرپرور |

در آشیانه گرد آفرید بکارتم را زنده، به گور می کنند

زنانه ترین اندام هایم را بیرق من

بی سلاح بی هیچ ارثی از منیژه

 در آستان سکوت موی سپید می کنم...

بانوی محترمی نیستم

زنی ولگردم که وحشی گری ام را خفه کرده اند

 و روحم را در روسپی خانه های شهر سلاخی...

و در هیچ زورخانه ای

 سهرابی نیست

تا روح حوایی ام را بیدار کند

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت 1:36 توسط بونامهرپرور |

مطالب قدیمی‌تر